ادبیات و شعر

متن نوحه شهادت امام صادق علیه السلام

متن نوحه شهادت امام صادق (ع) ای نور خالق سرمد،از عالمی تو سَرآمد ای برگزیدهٔ اَمجد،ای نورِ دیدهٔ احمد یا جعفر بن محمد… ارض و سما به تو نازد،صدق و صفا به تو نازد ای نور دیدهٔ مادر،خیرالنّسا به تو نازد یا جعفر بن محمد… در راه دین و شریعت،بر تو اگر چه جفا شد کرسیِ درس تو آقا،شمشیر خون خدا شد یا جعفر بن محمد… بودی همیشه به هر جا،بانی روضهٔ دلبر گریه کنِ غمِ او که،در قتلگه شده بی سر یا جعفر بن محمد… از مرکبش لب تشنه،یکباره نقش زمین شد جدّ غریب تو آقا،خورشید نیزه نشین شد واغربتا عَلَی الحسین… نوحه شهادت امام صادق (ع) پسر فاطمه، حضرت صادق سلام بر تو از جانب، نوکر عاشق سلام مذهبم جعفری – دلربای منی (امام صادق، امام صادق)۲ کافر از گردش چشم تو سلمان شود آتش از یک نگاه تو گلستان شود ای به جانها ولی – شافع امتی (امام صادق، امام صادق)۲ چه ستم ها به تو ز سوی اعداء شده شعله ور خانه ات چو بیت زهرا شده پشت در تا فتاد – یاد مادر فتاد (امام صادق، امام صادق)۲ همچو حیدر چرا، دست تو را بسته اند سوی منصور دون ز کین چرا برده اند ای غمت بیکران – پشت مرکب دوان (امام صادق، امام ص..

توضیحات بیشتر »

اشعار مولانا درباره خدا

اشعار مولانا در مورد خدا این همه گفتیم لیک اندر بسیچ بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ بی‌عنایات حق و خاصان حق گر ملک باشد سیاهستش ورق ای خدا ای فضل تو حاجت روا با تو یاد هیچ کس نبود روا… قطره‌ای کو در هوا شد یا که ریخت از خزینه قدرت تو کی گریخت گر در آید در عدم یا صد عدم چون بخوانیش او کند از سر قدم صد هزاران ضد ضد را می‌کشد بازشان حکم تو بیرون می‌کشد از عدم‌ها سوی هستی هر زمان هست یا رب کاروان در کاروان خاصه هر شب جمله افکار و عقول نیست گردد غرق در بحر نغول شعرهای مولانا آن دم که نشینیم در ایوان من و تو به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات آن زمانی که درآییم به بستان من و تو اختران فلک آیند به نظّاره ما مه خود را بنماییم بدیشان من و تو من و تو، بی من‌ و‌ تو، جمع شویم از سر ذوق خوش و فارغ، ز خرافات پریشان، من و تو طوطیان فلکی جمله شکر خوار شوند در مقامی که بخندیم بدان سان، من و تو این عجب تر که من و تو به یکی کنج این جا هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو! به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر در بهشت ابدی و شکرستان من و ..

توضیحات بیشتر »

دوبیتی های زیبا برای عید نوروز

اشعار نوروزی بر چهره گل نسیم نوروز خوش است در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است خیام دوبیتی های زیبا برای عید نوروز چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخیز و بجام باده کن عزم درست کاین سبزه که امروز تماشاگه توست فردا همه از خاک تو برخواهد رست خیام اشعار شاعران بزرگ درباره نوروز چون لاله به نوروز قدح گیر بدست با لاله‌رخی اگر تو را فرصت هست می نوش به خرمی که این چرخ کهن ناگاه تو را چو خاک گرداند پست خیام دوبیتی نوروزی نوروز که سیل در کمر می‌گردد سنگ از سر کوهسار در می‌گردد از چشمهٔ چشم ما برفت اینهمه سیل گویی که دل تو سخت‌تر می‌گردد سعدی نوروز در اشعار پارسی نوروز شد و جهان برآورد نفس حاصل زبهار عمر ما را غم و بس از قافلهٔ بهار نامد آواز تا لاله به باغ سر نگون ساخت جرس ابوسعید ابوالخیر دوبیتی های زیبا برای عید نوروز جدا از رویت ای ماه دل افروز نه روز از شو شناسم نه شو از روز وصالت گر مرا گردد میسر همه روزم شود چون عید نوروز باباطاهر دوبیتی های زیبا برای عید نوروز چون سپرم نه میان بزم به ن..

توضیحات بیشتر »

اشعار مناجاتی وداع با ماه رمضان

مناجات وداع با ماه رمضان دیدی رمضان رفته و پر باز نکردم تا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم ماه تو گذشت عاشقی آغاز نکردم من پُست غلامیِ تو احراز نکردم ساقی بده جامی که تو را درک نکردم شاید که دگر میکده را درک نکردم من لایق مهمانی ات ای یار نبودم من قابل الطاف تو ای یار نبودم بودم به حضور تو و انگار نبودم در محضر تو بودم و انگار نبودم من بار دگر خسته و تنها شدم ای وای شرمنده ی تو یوسف زهرا شدم ای وای شب های مناجات و دعا رفت ز دستم فیض سحر ذکر خدا رفت ز دستم یک ماه نه یک عمر صفا رفت ز دستم همسفرگیِ با شهدا رفت ز دستم جامانده ترین رهروِ این جاده منم من از پا و نفس بین ره افتاده منم من افسوس که رفته ز کفم حاصلم ای دوست آلوده نمودم به چه سرعت دلم ای دوست بیمار گناهم چه کنم غافلم ای دوست بنما تو به درک عرفه شاملم ای دوست راضی شو ز من گرچه گنهکار و حقیرم بنگر به «أجِرنا» پیِ احسان مجیرم من جز تو کسی را گل زهرا نستایم شکرانه به جا آورم از این که گدایم با عشق تو می سوزم و می سازم و آیم تا آنکه زنی در حرمت قفل به پایم بگذار سحرها به قنوت تو بمانم مثل تو سحر ناله ی العفو..

توضیحات بیشتر »

غزلیات عاشقانه کمال خجندی

اشعار زیبای کمال خجندی کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود.وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی مهارت داشت. بسیاری او را پیوند دهنده ادب فارسی ایران با ادب فارسی تاجیکستان میدانند.وی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرامگاه او در تبریز است. از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا گوییم رو زین در وسلطان وقت و خویش باش بعد سلطانی گدایی خوش نمی آید مرا چاکرانت را نمی گویم که خاک آن درم با بزرگان خود ستایی خوش نمی آید مرا گفتمش در آب عارض عکس جان با ما نمای گفت هر دم خود نمایی خوش نمی آید مرا از لب لعلت نپرهیزم بدور آن دو چشم پیش مستان پارسایی خوش نمی آید مرا منکر زهدم برویت تا نظر باز آمدم پاکبازم من دغایی خوش نمی آید مرا صوفیان گویند چون ما خیز و در رقص آ کمال حالت و وجد وبائی خوش نمی آید مرا غزلیات عاشقانه کمال خجندی چشمت از گوشه تقوا بدر آورد مرا مست و غلطان سوی اهل نظر آورد مرا خرقه ارزق من باز به می گلگون شد عشق هر دم به دگر رنگ برآ..

توضیحات بیشتر »

متن مولودی ولادت امام زمان (عج)

متن مولودی ولادت امام زمان همیشه نامت به لبم من عاشقت روز و شبم ز دوری روی تو من ببین که در تاب تبم ضربان قلبم تویی الهی دردت بجونم نیمه‌ی شعبان اومده برات ترانه میخونم متی ترانا و نراک شدم به عشق سینه چاک(۲) فرشته‌ها به مقدمت گل میریزند از آسمون ستاره بارون شده آسمونا و کهکشون با گل نرگس ببینید بهار دلگشا اومد مهدی آل فاطمه ز صحن سامرا اومد متی ترانا و نراک شدم به عشقش سینه چاک(۲) به عشق دیدن تو من مسجد جمکران میرم سراغتو تو کربلا من ز عمو جان میگیرم شبای جمعه تو حرم به عشق شاه عالمین همراه زائرا همه داد میزنم میگم حسین متی ترانا و نراک شدم به عشقت سینه‌چاک(۲) شاعر: مرتضی محمودپور سرود جشن میلاد امام زمان ای نور خداوند مبین در ظلمات وی آن که توئی آل علی را جلوات گفتم به دلم چه هدیه داری امشب گفتا به گُل چهرۀ مهدی صلوات امروز ملک ز آسمان گل ریزد رضوان بهشت از جنان گل ریزد جبریل به شادی دل آل علی در مقدم صاحب الزمان گل ریزد یوسف ز تماشای تو دل باخته است جبریل زحُسنت عَلَم افراخته است نرگس چو نظر کرد به تو دید رخُت از بوسۀ عسکری گُل انداخته اس..

توضیحات بیشتر »

شعرهای شیخ احمد روحی

شعرهای احمد روحی   شعرهای شیخ احمد روحی شیخ احمد روحی زاده ۱۲۳۵ در کرمان – درگذشته ۱۲۷۵ در تبریز متفکر سیاسی، مبارز جنبش مشروطه اهل ایران بود. حاج شیخ احمد روحی پسر دوم شیخ العلماء آخوند ملامحمد جعفر كرمانی در سال ۱۲۷۲ هجری قمری در شهر كرمان به دنیا آمد. …

توضیحات بیشتر »

متن مولودی عید غدیر خم

مولودی عید غدیر شیعیان شادی نمایید آمده عید ولایت۲ ذکر حیدر را بگویید تا کند مولا عنایت۲ بزن شیعه تو کف، امیر لو کشف دهد عیدی ما،غدیرش در نجف علی مولا علی، علی مولا علی، علی مولا علی، علی مولا علی ۲ روز تکمیل رسالت،روز تکمیل نعم شد۲ برهمه یاران …

توضیحات بیشتر »

متن مولودی ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

اشعار میلاد امام موسی کاظم به نور مولودی مدینه زیبا شد۲ به گلشن زهرای اطهر گلی شکوفا شد۲ یاحضرت کاظم،یا حضرت کاظم خوش آمدی مولا مولا، یا حضرت کاظم حضرت صادق را خدا پسر داده ست۲ شاکر درگاه خدایش به روز میلاد است۲ یا حضرت کاظم…. عرش خداوندی، شده چراغانی۲ …

توضیحات بیشتر »

شعرهای عاشورای حسینی

اشعار عاشورای حسینی حسین جان نبودی ببینی که زینب چه دیده حسین جان چه غمها که بر قلب عترت رسیده حسین جان ببین مادرت آمده قد خمیده حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان غم قلب زارم شده بی کرانه حسین جان مرا زد عدو بی حد و بی …

توضیحات بیشتر »