ادبیات و شعر – روبکا https://robeka.ir Sun, 17 May 2020 11:48:32 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.1 متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام https://robeka.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85/ Sun, 17 May 2020 11:48:32 +0000 https://robeka.ir/?p=26767 مداحی روز 19 ماه رمضان در کوفه محشر شد به پا آه و واویلا آه و واویلا فرق علی گشته دو تا آه و واویلا آه و واویلا واویلا واویلا… محراب و منبر لاله گون آه و واویلا آه و واویلا مسجد شده دریای خون آه و واویلا آه و واویلا حاجتش روا شد مهمان …

نوشته متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
95988757658855970697 robeka.ir  متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

مداحی روز 19 ماه رمضان

در کوفه محشر شد به پا

آه و واویلا آه و واویلا

فرق علی گشته دو تا

آه و واویلا آه و واویلا

واویلا واویلا…

محراب و منبر لاله گون

آه و واویلا آه و واویلا

مسجد شده دریای خون

آه و واویلا آه و واویلا

حاجتش روا شد

مهمان زهرا شد

واویلا واویلا…

او جلوه ی سعادت است

 بر خودش سوگند بر خودش سوگند

او کشته ی عدالت است

بر خودش سوگند بر خودش سوگند

گویم با چشم تر

مولانا یا حیدر

 واویلا واویلا…

فُزت و ربّ الکعبه اش

آتش دل بود آتش دل بود

شمشیر زهر آلوده در

 دست قاتل بود دست قاتل بود

ملائک گریانند

دلخون و نالانند

واویلا واویلا…

1589716112 robeka.ir متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

احترام مسجد و منبر شکست

آن دمی که مرتضی را سر شکست

کشتی دین در دل بحر فتن

در تلاطم ، گوئیا لنگر شکست

چون شنیدم نالهء روح الامین

در خیالم شد کز او شهپر شکست

گفت والله در دل محراب عشق

فرق میر مومنین حیدر شکست

از جفای تیغ کین در صبح دم

فرق پاک ساقی کوثر شکست

سر ز سجده بر گرفت آن نازنین

لفظ الله گفت و لیک اکبر شکست

خون سر پاشید در محراب عشق

حرمت محراب پیغمبر شکست

وا عجب شق القمر آمد پدید؟

یا که حیدر را سر انور شکست

صبح صادق شاهد این فاجعه

فرق شاه لا فتی کافر شکست

منهدم شد والله ارکان هدا

عروه”الوثقی گسست اختر شکست

هالهء خون روی حیدر را گرفت

مصطفی را حامی و یاور شکست

از خطا زد ابن ملجم ضربتی

از علی سر ، حرمت داور شکست

فزت رب الکعبه جاری بر زبان

تا سر آن مرشد و سرور شکست

کنز خلقت چون علی گوهر نداشت

دست ظلمت از خطا گوهر شکست

فاتح خیبر به خون غلطان شدی

از احبا قلب پر آذر شکست

ای صبا رو در بقیع و عرضه دار

آنکه را پهلو به پشت در شکست

خیز یا زهرا به سوی کوفه آی

خود نگر که چون سر همسر شکست

دلبر عالم ز پا افتاده است

زین تعدی شیعه گشتی ور شکست

خواند بنشسته نماز صبح خویش

طاقت و قدرت از آن پیکر شکست

ای (هدایت ) زین محن خون گریه کن

فرق میر و رهبر اطهر شکست

شاعر:محمد هدایتی

شعر ضربت خوردن حضرت علی

شب آخره علی داره ، می بره غریب و تنها

برا یتیمای کوفه ، توی کیسه نون و خرما

مرد غریبه ی این دنیا، شبا رو تا صب بیداره

آروم نمی گیره چشماش، بارونیه و میباره

چاه کوفه هم با خبره

سی ساله علی خون جگره

به آسمونا خیره شده

میگه دیگه وقت سفره

آی خدا ، چقده غریبه حیدر

دم اذونه داره میره، تا که می رسه پشت در

تازه میشه داغ حیدر ، یاد گل یاس پرپر

قدم می ذاره توی کوچه ، دوباره دلش خون میشه

از کوچه داره تو ذهنش، خاطره ی بد همیشه

میگه به دل آذر میزدن

به پر کبوتر میزدن

پیش چش من همسرمو

بین دیوار و در میزدن

آی خدا ، چقده غریبه حیدر

آسمونیا چه بی تابن، با نماز مولای دین

از خون سر علی حالا، شده روی مولا رنگین

 فرق علی تا ابرو واشد، تو عرش خدا غوغا شد

دوباره غریبی سهمه، دل زینب کبرا شد

زینب و غریبی دوباره

روز خوش و خوبی نداره

از سر شکافته بخدا

خون دل حیدر می باره

 یا

 دل زینبش بیقراره

روز خوش و خوبی نداره

یه روزی میاد با لباسه

اسیری به کوفه دوباره

داره می بینه روضه ها رو

می بینه غم مرتضا رو

با سر شکافته می بینه

سرای روی نیزه هارو

شاعر:حسین رحمانی

1589716112 robeka.ir متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

بگیر ای مرگ عالم را در آغوش

که از فرق علی خون میزند جوش

متاب ای مه متاب ای مه که امشب

چراغ عمر مولا گشته خاموش

به جز سجّاده و محراب خونین

به هر جا بنگرم باشد سیه پوش

در و دیوار مسجد را مشوئید

مبادا تا شود این خون فراموش

چه سان باور کنم مرگ علی را

گمانم باز مولا رفته از هوش

سزای آن همه خوبی همین بود

که خون در سجده ریزد از سر و روش

کجا رفت آن که رنج عالمی را

چو قوت مستمندان برد بر دوش

صدای واعلیا واعلیا

رسد امشب زهر ویرانه بر گوش

چو اطفال یتیم کوفه (میثم)

گرفته زانوی ماتم در آغوش

شاعر:استاد حاج غلامرضا سازگار

1589716112 robeka.ir متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

اشعار شهادت حضرت علی

مرثیه خوانم با دلی محزون

محرابِ مسجد شد دریای خون

دلها به غربت نشسته شد

فرقِ عدالت شکسته شد

آه و واویلا واغربتا…

دل از این ماتم در غم نشیند

وای اگر زینب او را ببیند

از سر تا به پایَش خون شده

عالَم زین عزا محزون شده

آه و واویلا واغربتا…

زینب در کوفه بابا را دیده

روزی هم بیند سرِ بریده

رأسِ پر نورِ خونِ خدا

قرآن میخواند بر نیزه ها

آه و واویلا واغربتا…

1589716112 robeka.ir متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

متن اشعار ضربت خوردن حضرت علی

دیگر صدای حیدر نیاید سوز دعای دلبر نیاید

اولین مظلوم رفته از دنیا

گشته مهمان حضرت زهرا

آه و واویلا آه و واویلا

کوفه بگو پس شیر خدا کو کهفُ التّقی کو نور الهُدی کو

یک دو روزی هست شعر غم خوانده

طفل بی بابا بی غذا مانده

آه و واویلا آه و واویلا

ای کوفه دیگر کمتر جفا کن کمتر جفا بر آل عبا کن

کن مدارا با آل پیغمبر

با حسین و با عترت حیدر

آه و واویلا آه و واویلا

دعوت نمایی سلطان دین را حق الیقین را ، حبل المتین را

لیکن اهل تو جمله با دشنه

می کُشند او را با لب ِ تشنه

آه و واویلا آه و واویلا

 شاعر : حاج امیر عباسی

نوشته متن شعر ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
متن های کوتاه و آموزنده درباره زندگی https://robeka.ir/%d9%85%d8%aa%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/ Tue, 12 May 2020 06:15:25 +0000 https://robeka.ir/?p=26586  متن های زیبا در مورد زندگی افکار خود را با نیت های زیبا همراه کنید نیت های زیبا را با کلمات دلنشین پیوندبزنید کلمات دلنشین را با احساس شعف ابرازکنید تا حضورتان طراوت را به هستی هدیه دهد متن های زیبا گاهی وقتا فراموش کن کجایی، به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی، گاهی وقتا …

نوشته متن های کوتاه و آموزنده درباره زندگی اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
9568857645688578 obeka.ir  متن های کوتاه و آموزنده درباره زندگی

 متن های زیبا در مورد زندگی

افکار خود را با

نیت های زیبا همراه کنید

نیت های زیبا را

با کلمات دلنشین پیوندبزنید

کلمات دلنشین را

با احساس شعف ابرازکنید

تا حضورتان طراوت را

به هستی هدیه دهد

متن های زیبا

گاهی وقتا فراموش کن کجایی، به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی،

گاهی وقتا فقط زندگی کن…

یاد قولهایی که به خودت دادی نباش،

یه وقتایی شرمنده خودت نباش،

تقصیر تو نیست

تو تلاشتو کردی اما نشد…

یه وقتایی جواب خودتو نده

هر چی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما… نشد

یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر…از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن…از طلوع خورشید از صدای آواز قمری ها…از باد…باران از همه لذت ببر..

متن های زیبا و دلنشین

در زندگی هیچ لذتی

بهتر از غلبه برسختی نیست

لذت عبور از یک پله و رفتن به

پله بعدی،ساختن آرزوهایی جدید

و تماشای به ثمر نشستن آنها

همه اینها لذت بخشند

 متن های زیبا در مورد زندگی

وقتی دائم بگويى گرفتارم؛

هیچ وقت آزاد نمیشوى،

وقتی دائم بگويى وقت ندارم،

هیچوقت زمان پیدا

نمی كنی،

وقتی دائم بگويى فردا انجامش میدهم، آن فردای تو هیچ وقت نمیايد!

وقتی صبحهااز خواب بیدار میشويم دوانتخاب داریم:

برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،

یا بیدار شويم و رویاهايمان را دنبال كنیم.

انتخاب با شماست!

وقتی در خوشی و شادی هستی عهد و پیمان نبند!

وقتی ناراحتی جواب نده!

وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر!

زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست،

امتحان ریشه هاست.

متن های زیبا و آموزنده

صبر آدمها حدے دارد حتے خوبترین آدم‌ها هم

تحملشان زمانے دارد بہ آدم‌هاے صبور زندگے‌تان

بےتوجہ نباشید هر چقدر توجہ‌تان ڪمتر باشد

زمان صبر آن‌ها هم ڪمتر مےشود

بےانصاف نباشید، اگر صبرشان تمام شد

بدانید ڪہ چقدر بےصدا

از درون نابود شدند ڪہ شما

ذره‌اے از دلشان خبر نداشتید…

متن های زیبا و جالب

انسانهایی هستند که دیوار بلندت را میبینند

ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند:

تا تو را فرو بریزند…..!

تا تو را انکار کنند…..!

تا از رویت رد شوند….!

مراقب آدم هایی که به آنها اعتماد میکنی باش!

بزرگترین ضربه را از اعتماد میخوریم!!!

دست روزگار هلت میدهد;

ولی قرار نیست تو بیفتی؛

مراقب خوبی هایت باش….!

اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی،

اوج میگیری…. به همین سادگی..

متن های زیبا و آموزنده

قدیما نمیدونم دل ما خوش بود ،

یا قدیما بیشتر خوش می گذشت !

نمیدونم سلامتی بیشتر بود ،

یا ما مریض نبودیم !

نمیدونم ما بی نیاز بودیم ،

یا توقع ها پایین بود ؟

نمیدونم همه چی داشتیم ،

یا چشم و هم چشمی نداشتیم !

نمیدونم اون موقع ها ،

حوصله داشتیم !

یا الان وقت نداریم !!!

نمیدونم چی داشتیم ،چی نداشتیم

ولی روزای خوبی داشتیم

متن های زیبا و آموزنده, متن های زیبا و جالب

متن های زیبا

هرگز از حکمت کار خدا در لحظه نمی‌توان سردرآورد

روزی خواهی دانست

شاید امروز نه

شاید فردا و پس فرداهای دیگر

پس نه مقاومت کن، نه مخالفت

همیشه دل‌نگرانی‌ها همراه تو خواهند بود

و هیچ کس در پس خنده‌های بظاهر بی‌خیال تو

اندوه غم را نخواهد فهمید

در آن لحظه است که هیچ پناهی جز خدا نخواهی یافت

خداوند در عمق باور آدمی جای دارد

و تو همیشه با وجود تمام دل‌مشغولی‌ها

جایی در دل داری که در انتها، آنجا

به سراغ خدا میروی

متن های زیبا و آموزنده

کسےکه تنها به عقلش

اعتماد کند

گمراه میشود

کسی که تنها به مالش

اعتماد کندکم میآورد

کسی که تنها به مردم

اعتمادکند

خسته میشود

امّاکسی که برخدا اعتمادکند

نه گمراه میشود

نه کم می آورد

و نه خسته میشه

متن های زیبا و جالب

خانه تان را با عشق برکت دهید.

در هر کنج آن عشق بکارید تا خانه ای گرم؛ عاشقانه و آرام داشته باشید و همواره در آشتی و آرامش به سر ببرید.

تصمیم بگیرید این باور را همیشه در سر بپرورانید که همه مفید هستند و هر جا قدم می گذارید، کسانی آمادگی کمک به شما را دارند.

مهم نیست مردم چه می گویند و چه می کنند، بلکه مهم این است که شما چه واکنشی نشان می دهید و چه باوری درمورد خود دارید.

متن های زیبا همراه با عکس

زندگی پراست از قضاوتهای

دیگران درباره ی ما!!

قضاوتهای که گاهی اوقات بد

وگاهی اوقات خوب است

اگر عادت کنیم باهر نظرموافق ومخالفی

زیرو رو شویم

باید فاتحه ی آرامش را بخوانیم!!

متن های زیبا

دیروز می توانست پایان زندگیمان باشد.

پس امروز که زنده ایم معجزه ای از جانب خداوند است.

در حقیقت دیدن هر روز معجزه ای از جانب اوست.

خدایا !

تو را شاکریم به خاطر امروزمان که به ما عطا فرمودی.

خدایا کمک بفرما تا امروزمان را سرشار از زیبایی سازیم.

و آن را آنگونه که تو دوست داری بسازیم .

نوشته متن های کوتاه و آموزنده درباره زندگی اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
اشعار زیبا درباره خواهر | شعرهای خواندنی در مورد خواهر https://robeka.ir/%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b1/ Mon, 27 Apr 2020 13:39:38 +0000 https://robeka.ir/?p=25734 اشعار زیبا درباره خواهر | شعرهای خواندنی در مورد خواهر در اینبخش از سایت روبکا مجموعه اشعار در مورد خواهر را برای شما گردآوری کرده ایم. در ادامه همراه ما باشید. چند شعر زیبا برای خواهر خواهر دارنده نگاه زیبا پشتوانه خوبی مهربان دوستت دارم صاحب هنر القای تاثیرات خوب مجذوب کلامت بگو تا سیراب …

نوشته اشعار زیبا درباره خواهر | شعرهای خواندنی در مورد خواهر اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
985654868768598576 robeka.ir  اشعار زیبا درباره خواهر | شعرهای خواندنی در مورد خواهر

اشعار زیبا درباره خواهر | شعرهای خواندنی در مورد خواهر

در اینبخش از سایت روبکا مجموعه اشعار در مورد خواهر را برای شما گردآوری کرده ایم. در ادامه همراه ما باشید.

چند شعر زیبا برای خواهر

خواهر

دارنده نگاه زیبا

پشتوانه خوبی

مهربان

دوستت دارم

صاحب هنر القای تاثیرات خوب

مجذوب کلامت

بگو تا سیراب شوم از بیانت

سبدصمغ اندود نفوذ ناپذیر

خواهر

یادآور استنشاق عطرگل یاس

احساس مشترک

آرام می شوم بایادت

آزاد می شوم درکنارت

رها می شوم درآسمان پرواز می کنم باصدایت

برروی سنگ مرمر باخط خوش می نویسم

خواهر دوستت دارم

شاعر: جابر قربانی

شعر در مورد خواهر

خدایا خواهری دارم مثال گوهر و الماس

که یار و یاور و غمخوار برای این دل تنهاست

خدایا خواهری دارم ز پاکی شهره عام است

نگاه او برای من گرفتاری یک دام است

خدایا خواهری دارم که مادر هم برایم بود

توی شادی توی ماتم همیشه پا به پایم بود

ز وصف روی ماه او چه گویم من نمی‌دانم

فرشته است یا که انسان است خود من هم نمی‌دانم

عجب بخت خوشی دارم که او شد مونس دردم

اگر او پیش من باشد دگر دنبال چه گردم؟

تویی عشق و تویی روحم تویی زیباتر از زیبا

تویی آرامش خاطر تویی زیباتر از دیبا

دلت لبریز از مهر و وجودت غرق در نور است

تویی دائم کنار من اگرچه راه تو دور است

خدا داند چه اندازه وجودم غرق در رویت

نگاهم خیره چشم و اسیر تاب ابرویت

روم قربان چشمانت بگردم قد و بالایت

دلم تنها تو را خواهد ببوسم خاک پاهایت

تو مهری و عجب نازی نکن با این دلم بازی

چه گویم من نمیدانم که تو عشقی و مهرنازی

اگر این شعر من زیباست تو زیبا کرده‌ای آن را

وگر نه یک نگاهی هم نیندازد کسی آن را

تو با معناترین معنا تو الگوی همه زن‌ها

تویی رعناترین رعنا تو مونس دل تنها

شاعر: مهیار ارزنده

شعر در مورد خواهر

خواهری دارم که از چشمه عشق ملکوت آمده است

چشمهایش به شفافی سرچشمه زیبایهاست

نفسهایش زندگیست

نامش رضوان است

روحش از جنس لطافت

دلش از جنس صبور

خواهرم خاطرات لحظه های زندگی در کوچه تنهاییست

خواهرم ماهتاب شبهای تاریک من است

خواهرم یک باغ گل در زیبایی خواب من است

خواهرم حاصل یک تنهایی

خواهرم حاصل یک قطره اشک از چشمان من است

خواهرم آمد از گرمی یک خواب بلند

یا که از گریه ابرهای بهار…شاید از یک رویا

دست بر دست خدا

سینه بر سینه عشق

میسپارم او را

دست بر دست یه تقدیر قشنگ

که بیاید از پشت کلامش

لغت عشق با نام خدا

چه زیبا من سخن میگویم

و اما به هنگام وصیت کردن

قلم روزگار را در دست

مینویسم بر صفحه خاک

شاعر: سبحان زنداقطاعی

شعر کوتاه برای خواهر

با تو ای خواهر خوب افتخاری دارم

سربلندم در کوچه بازار چه حسی دارم

تو که در پاکی و خوبی شهره شهری

من به پرواز بلند توکه ایمان دارم

به چشمهایت معصومانه نگاه کن

که بینی درونش پاکی روان است

ابروهای کمانت چه زیبا و قشنگ است

که رنگین کمان هم از وجودش نگران است

صورتت از نوربا خورشید پا به پا است

که ماه هم این وسط باز نگران است

به رویت دوصد چندان درود باد

که رویت با بنفشه پا به پا است

به برق ان نگاه روشن تو

خدا داند ستاره بینوا است

تو در این مسلک و مکتب سرایی

به عرشی گرچه ان بالا خدا است

شاعر: امین عالی

 

گردآوری مطلب: بخش ادبیات و شعر روبکا

نوشته اشعار زیبا درباره خواهر | شعرهای خواندنی در مورد خواهر اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
اشعار عاشقانه شهریار | زیباترین شعرهای عاشقانه استاد شهریار https://robeka.ir/%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b1/ Mon, 27 Apr 2020 13:14:33 +0000 https://robeka.ir/?p=25718 اشعار عاشقانه شهریار در این مطلب از سایت روبکا چندین شعر عاشقانه از استاد شهریار برای شما گردآوری کرده ایم. در ادامه همراه ما باشید. اشعار شهریار درباره عشق  خودپرستی خداپرستی تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است طالع مگو که چشمه خورشید خاورست کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است …

نوشته اشعار عاشقانه شهریار | زیباترین شعرهای عاشقانه استاد شهریار اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
shahriar robeka.ir  اشعار عاشقانه شهریار | زیباترین شعرهای عاشقانه استاد شهریار

اشعار عاشقانه شهریار

در این مطلب از سایت روبکا چندین شعر عاشقانه از استاد شهریار برای شما گردآوری کرده ایم. در ادامه همراه ما باشید.

اشعار شهریار درباره عشق

 خودپرستی خداپرستی

تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است

طالع مگو که چشمه خورشید خاورست

کافر نه ایم و بر سرمان شور عاشقی است

آنرا که شور عشق به سر نیست کافر است

بر سردر عمارت مشروطه یادگار

نقش به خون نشسته عدل مظفر است

ما آرزوی عشرت فانی نمی کنیم

ما را سریر دولت باقی مسخر است

راه خداپرستی ازین دلشکستگی است

اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است

یک شعر عاقلی و دگر شعر عاشقی است

سعدی یکی سخنور و حافظ قلندر است

بگذار شهریار به گردون زند سریر

کز خاک پای خواجه شیرازش افسر است

گزیده ای از اشعار عاشقانه شهریار

خزان جاودانی

مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد

تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد

نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها

که وصال هم بلای شب انتظار دارد

تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی

که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد

نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من

که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد

مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن

که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد

دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین

چه ترانه های محزون که به یادگار دارد

غم روزگار گو رو پی کار خود که ما را

غم یار بی خیال غم روزگار دارد

گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست

چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد

دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن

نه همه تنور سوز دل شهریار دارد

کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد

گلرخان را سر گلگشت و تماشا باشد

زلف دوشیزه گل باشد و غماز نسیم

بلبل شیفته شوریده و شیدا باشد

سر به صحرا نهد آشفته تر از باد بهار

هر که با آن سر زلفش سر سودا باشد

رستخیز چمن و شاهد و ساقی مخمور

چنگ و نی باشد و می باشد و مینا باشد

یار قند غزلش بر لب و آب آینه گون

طوطی جانم از آن پسته شکرخا باشد

لاله افروخته بر سینه مواج چمن

چون چراغ کرجی ها که به دریا باشد

این شکرخواب جوانی است که چون باد گذشت

وای از این عمر که افسانه و رؤیا باشد

گوهر از جنت عقبا طلب ای دل ورنه

 خزفست آنچه که در چنته دنیا باشد

شهریاراز رخ احباب نظر باز مگیر

که دگر قسمت دیدار نه پیدا باشد

اشعار شهریار تبریزی

مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد

تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد

نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها

که وصال هم بلای شب انتظار دارد

تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی

که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد

نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من

که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد

مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن

که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد

دل چون شکسته سازم ز گذشته های شیرین

چه ترانه های ه محزون که به یادگار دارد

غم روزگار گو رو پی کار خود که ما را

غم یار بی خیال غم روزگار دارد

گل آرزوی من بین که خزان جاودانیست

چه غم از خزان آن گل که ز پی بهار دارد

دل چون تنور خواهد سخنان پخته لیکن

نه همه تنور سوز دل شهریار دارد

ویلن تاجبخش

شنیده ام که به شاهان عشق بخشی تاج

به تاج عشق تو من مستحقم و محتاج

تو تاج بخشی و من شهریار ملک سخن

به دولت سرت از آفتاب دارم تاج

کمان آرشه زه کن که تیر لشگر غم

بر آن سر است که از قلب ما کند آماج

اگر که سالک عشقی به پیر دیر گرای

که گفته اند قمار نخست با لیلاج

به پای ساز تو از ذوق عرش کردم سیر

که روز وصل تو کم نیست از شب معراج

زبان شعر نیالوده ام به مدح کسی

ولیک ساز تو از طبع من ستاند باج

به تکیه گاه تو ای تاجدار حسن و هنر

سزد ز سینه سیمین سریر مرمر و عاج

به قول خواجه گر از جام می کناره کنم

به دور لاله دماغ مرا کنید علاج

به روزگار تو یابد کمال موسیقی

چنانکه شعر به دوران شهریار رواج

غزلیات شهریار

دوش در خواب من آن لاله عذار آمده بود

شاهد عشق و شبابم به کنار آمده بود

 در کهن گلشن طوفانزده خاطر من

 چمن پرسمن تازه بهار آمده بود

سوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصید

 غرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود

آسمان همره سنتور سکوت ابدی

با منش خنده خورشید نثار آمده بود

 تیشه کوهکن افسانه شیرین میخواند

 هم در آن دامنه خسرو به شکار آمده بود

عشق در آینه چشم و دلم چون خورشید

می درخشید بدان مژده که یار آمده بود

سروناز من شیدا که نیامد در بر

دیدمش خرم و سرسبز به بار آمده بود

خواستم چنگ به دامان زنمش بار دگر

نا گه آن گنج روان راهگذار آمده بود

لابه ها کردمش از دور و ثمر هیچ نداشت

 آهوی وحشی من پا به فرار آمده بود

چشم بگشودم و دیدم ز پس صبح شباب

 روز پیری به لباس شب تار آمده بود

مرده بودم من و این خاطره عشق و شباب

روح من بود و پریشان به مزار آمده بود

آوخ این عمر فسونکار به جز حسرت نیست

کس ندانست در اینجا به چه کار آمده بود

شهریار این ورق از عمر چو درمی پیچید

چون شکج خم زلفت به فشار آمده بود

گردآوری: بخش ادبیات و شعر روبکا

نوشته اشعار عاشقانه شهریار | زیباترین شعرهای عاشقانه استاد شهریار اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان https://robeka.ir/%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86/ Sun, 26 Apr 2020 11:54:35 +0000 https://robeka.ir/?p=25621 انشا درباره ماه رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان دوباره وارد ماه مبارک رمضان شده ایم، مـا مسلمانان دراین ماه روزه می گیریم و بـه خدای خودمان نزدیک تر میشویم. ماه رمضان ماه نزول قرآن اسـت و هم چنین حضرت علی «ع» دراین ماه بـه شهادت رسیده اند. در ادامه با …

نوشته انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
انشا درباره ماه رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

دوباره وارد ماه مبارک رمضان شده ایم، مـا مسلمانان دراین ماه روزه می گیریم و بـه خدای خودمان نزدیک تر میشویم. ماه رمضان ماه نزول قرآن اسـت و هم چنین حضرت علی «ع» دراین ماه بـه شهادت رسیده اند. در ادامه با سایت روبکا همراه باشید.

بهترین انشا در مورد ماه رمضان به زبان ساده

ماه رمضان ماه بندگان خداست و مـن میخوامی در مورد ماه مبارک رمضان انشا بنویسم. در ماه رمضان بر همه ی مردم مسلمان واجب اسـت کـه در آن سی روز روزه بگیریند. یعنی از اذان صبح تا اذان شب هیچ چیز نخورند و گناه نکنند و اگرنه روزه آن ها باطل می شود. اگر کسی بـه دلایلی کسی نتواند یک یا چند رو روزه بگیرد باید روزه‌اش را قضا کند.

 

البته نه تنها شکمشان باید روزه باشد چیزی نخوریم بلکه باید تمام اعضای بدنمان روزه باشد؛ دست زبان چشم و گوش روزه باشد یعنی دست بـه چیزهای نجس نزنیم. چشم مان روزه باشد یعنی با چشم بـه چیزهای بد نبینیم. زبان روزه باشد یعنی سعی کنیم با گوشمان فحش و چیزهای بد نشنویم. شب‌هاي قدر در ماه رمضان اسـت. مـا در شب هاي قدر دعا میکنیم تا خدا چیزهایی خوبی برای سال جدید مـا بنویسد.

1587902075 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

اگر مـا یک آیه دراین ماه مبارک بخوانیم مثل این اسـت کـه یک ختم قرآن در ماه‌هاي دیگر اسـت. البته نماز و روزه بر بچه‌هاي کوچک واجب نیست. اما اگر بخواهند روزه بگیرند میتوانند روزه را کله‌گنجشکی بگیرند. و اگر روزه کله ‌گنجشکی بگیرند هم ثواب دارد و این طوری هم بـه آرزوی شان رسیده‌اند و هم ثواب برده‌ اند.

 

نتیجه گیری:

ماه رمضان ماه بزرگی اسـت. مـن با این‌کـه کودک هستم ولی سعی میکنم روزه بگیرم حتی اگر گرسنه شدم روزه کله گنجشکی می‌گیرم کـه هم ثواب کنم و هم خدا مـن را بیشتر دوست داشته باشد.


سختی های روزه داری

ماه برکت زِ آسمان می آید / صوت خوش قرآن و اذان می آید. از خواب کـه بیدار می شوي در ظلمات شبانگاه ودر مقابل سفره سحری ناگاه خودرا بیدار و هشیار می یابي. با چشم‌هایي سرخ و خواب آلود، و در بین خواب و بیداری با بی میلی غذا را در دهان میگذاری. یازده ماه در ناز و نعمت و چشیدن هر نوع چرب و شیرین آزاد بوده‌اي اما از امروز یک ماه باید دلت را روزه ‌سرا کنی.

 

ناگاه بانگ اذان در گوش فلک دمیده می شود و همه ی و همه ی و همه ی اینبار آماده‌اند. اذان راکه گفتند تمام روز آینده را از خاطرات سال پیش بـه یاد آوردم کـه چگونه بی‌تاب می شدم. اما بـه راستی کـه بـه یاد آوردنش تا کی بود مانند دیدن؟ نماز راکه خواندم، دوباره بـه بستر گرم و نرم بازمی‌گردم. صبح و شاید کمی نزدیک بـه ظهر کـه از خواب بر می‌خیزم.

1587902084 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

تقریبا ساعت یازده ظهر اسـت و مـن هیچ از روزه‌داری نمیدانم. هنوز گویی زندگی ام زندگی روز‌هاي عادی اسـت. دقیقه‌ها و ثانیه‌ها مثل همیشه بـه سرعت می‌دوند و می روند و همه ی همانی هستند کـه بودند و تا ساعت دیگر نخواهند بود. سکوت زیبایی بر همه ی جا حاکم اسـت. همه ی دشواری‌ها از بعدازظهر بـه مـن روی می‌آورند.

 

در روزهای رمضان عشق و حال‌هاي روزانه مانند خورشیدی تابان در بین تابستانی داغ و سوزان در گرم‌ترین حالت خود طلوع می کنند ودر تاریک‌ترین و نیمه جان‌ترین حالتشان در دم دم‌هاي شب غروب می کنند و بعد از نیم ساعت دوباره جانی دگر می گیرند و اینبار چون ماه می شوند. بـه راستی کـه روزه در ساعات اول بهشت اسـت ولی در ساعات آخر کوه کندن اسـت.

 

در عصر در خانه با بی‌تابی از این اتاق تا آن اتاق می‌رفتم تا دقایق زود سپری شود اما دمادم غروب فقط چشمانم را بسته بودم. هر لحظه توانم نصف می ‌شد. زمان و بـه خصوص یک ربع مانده بـه اذان مانند یکسال می‌گذشت. تا زمانی کـه ناگاه بانگ اذان مرا زنده کرد، چشم گشودم و لبخند زدم. و این پایانی برای ماموریتی سخت بود ولی آخرش خوش تا سحری دیگر و شروعی دوباره برای مبارزه با نفس آغاز گردد.


در ماه رمضان چه کارهایی انجام می دهیم؟

مـن می خواهیم دراین انشا در مورد روزه داری دراین ماه و کارهایی کـه در آن انجام می‌دهم برای شـما انشا بنویسم. روزه گرفتن برای مـن کمی سخت اسـت اما این ماه را خیلی دوست دارم و بـه نظرم تحمل سختی غذا نخوردن و گرسنگی و تشنگی ارزش لحظه هاي افطار را دارد کـه همه ی مـا دور سفره افطار چمع میشویم ودر حالیکه بـه دعاهای بعد از اذان مغرب گوش میکنیم روزه خودرا با یک خرما و یا یک استکان چای باز میکنیم.

 

مادرم همیشه بـه مـن یاداوری می‌کند کـه ماه رمضان فقط تحمل گرسنگی و تشنگی نیست بلکه در طول روزهای این ماه باید بـه این فکر کنیم کـه چگونه با روزه گرفتن انسان بهتری شویم، مثلاً باید زبان خودرا از گناه هاي غیبت و دروغ و تهمت زدن بـه دیگران پاک نگه داریم و با چند ساعت گرسنگی، بیشتر بتوانیم افراد فقیر راکه خیلی وقت ها گرسنه می‌مانند درک کنیم.

1587902087 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

مـن افطار را خیلی دوست دارم اما بیدار شدن در سحری برایم سخت اسـت چون در آن موقع میل زیادی بـه غذا خوردن ندارم اما اگر در زمان بین افطار تا خوابیدن در خوردن زیاده روی نکنیم آسان تر می‌توانیم سحری بیدار شده و یک وعده غذای کامل بخوریم تا برای روزه گرفتن انرژی کافی داشته باشیم.

 

مـن در شب هاي قدر بـه همراه پدر و مادرم بـه مسجد می‌رویم و تا سحر بیدار می‌مانیم، می‌دانم کـه شب قدر از هزار ماه بهتر اسـت و سعی میکنم از این شبها خوب استفاده کنم. از زمانی کـه بچه بودم یادم هست کـه مادرم برای پختن غذای افطار و سحری زحمت هاي زیادی می‌کشد، او هر شب قبل از سحری زودتر از مـا از خواب بیدار می شود و غذا را آماده می‌کند.

 

مادرم میگوید مـا غذای تازه را بهتر میتوانیم بخوریم. او سفره را می چیند، مـا را از خواب بیدار میکند و بعد از غذا و نماز کـه مـا می‌خوابیم بیشتر بیدار می‌ماند و کارهای باقیمانده را انجام می‌دهد. مادرم نقش مهمی در روزه داری مـن دارد و مـن همیشه و مخصوصا در ماه رمضان از خداوند می‌خواهم کـه سلامتی و عمر طولانی بـه مادرم بدهد.

 

نتیجه گیری:

با این‌کـه روزه داری بخصوص در روز هاي طولانی کار سختی اسـت امام مـن همیشه وقتی ماه رمضان تمام میشود دلم برایش تنگ میشود چون حس و حال معنوی این ماه را دوست دارم و امیدوارم نماز و روزه همه ی کسانی کـه دراین ماه روزه دار بوده اند مقبول درگاه الهی باشد. آمین.

 


 

موضوع انشا ماه رمضان چه ماهی است؟

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال اسـت. واژه رمضان از ریشه «رمض» و بـه معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه اسـت.میگویند چون بـه هنگام نامگذاری ماه هاي عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی اسـت.

 

این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند اسـت و شب‌هاي قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود اسـت.ماهه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌هاي سال اسـت. دراین ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می شود، و پرستش در یکی از شب‌هاي آن « شب قدر » بهتر از پرستش هزار ماه اسـت.

1587902090 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده اسـت: «اي بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش بـه سوی شـما روی آورده اسـت؛ ماهی کـه نزد خداوند بهترین ماه‌ها اسـت؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات اسـت.

 

بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. دراین ماه، نفس‌هاي شـما تسبیح، خواب شـما پرستش، عمل‌ هاي تان مقبول و دعاهایتان مستجاب اسـت.پس با نیتی درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شـما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسیی اسـت کـه از آمرزش خدا دراین ماه عظیم محروم گردد.

 

با گرسنگی و تشنگی دراین ماه، بـه یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام بـه سالخوردگان، ترحم بـه کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی بـه یتیمان و نیز پرستش و سجده هاي طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام دراین ماه سخن گفت.

انشا در مورد ماه رمضان

 

ماه رمضان ماهی اسـت کـه بخاطر خصوصیات آن از دیگر ماه‌ها متمایز میشود و مهم ترین ویژگی آن روزه‌دار بودن مسلمانان دراین ماه اسـت اما روزه با هر شرایط ودر هر صورت قبول نمیشود. اگر مـا ماه رمضانی را گذراندیم، شب‌هاي احیایی را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس کردیم کـه بر خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلّط هستیم، این علامت قبولی روزه ماست.

 

اما اگر ماه رمضانی گذشت و بـه پایان رسید و بهره مـا از ماه رمضان- آن‏طور کـه پیغمبر اکرم فرمود کـه بعضی از مردم بهره و استفاده ‌شان از روزه فقط گرسنگی و تشنگی اسـت- فقط این بوده کـه یک ماه گرسنگی و تشنگی کشیدیم، یک بدحالی پیدا کردیم ودر نتیجه این بدحالی قدرت مـا بر کارکردن کمتر شد و بعد آمدیم روزه را متهم کردیم کـه روزه هم شد کار در دنیا؟!

1587902093 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

بعضی از دانش‌آموزان میگویند مـن در تمام این ماه رمضان قدرت درس خواندنم کم می شود و بعضی هم کـه اهل کارهای سخت هستند می گویند قدرت کارم کم می شود و توان انجام کار ندارم، پس روزه بد چیزی اسـت، این علامت قبول نشدن روزه ماست؛ چون روزه را باید از صمیم قلب بگیریم.

 

درصورتی کـه اگر انسان در ماه رمضان روزه گیر واقعی باشد، اگر واقعاً بـه خودش گرسنگی بدهد و همین‏طور کـه گفته شده اسـت سه وعده غذا را تبدیل بـه دو وعده کند، یعنی قبلاً یک صبحانه و یک ناهار و یک شام می‏خورد، حالا دیگر ناهار نداشته باشد، افطارش فقط بـه اندازه یک صبحانه مختصر باشد، بعد هم سحر نه خیلی زیاد بر معده تحمیل کند بلکه یک غذای متعارف بخورد.

 

بعد احساس می‏کند کـه هم نیروی بدنی‏اش بر کار افزایش پیدا کرده اسـت و هم نیروی روحی‏اش بر کار خیر و برای تسلط بر نفس. این حداقل پرستش اسـت. از انچه گفتیم نتیجه می گیریم کـه برای بهره بردن از ماه رمضان باید بـه قلبمان مراجعه کنیم و بجای این‌کـه بـه ظاهر روزه و گرسنگی و تشنگی دقت داشته باشیم، بـه این فکر کنیم کـه چگونه با روزه گرفتن تبدیل بـه انسانی بهتر شویم.

 


 

خاطره ای از ماه رمضان

ماه رمضان ماهی اسـت کـه با همه ی ماه‌ها فرق دارد و مـا دراین ماه روزه می گیریم. مـن در انشای خود قصد دارم خاطره نخستین روزی راکه روزه گرفتم، بنویسم. بچه کـه بودم همه ی ذوق و شوقم این بود کـه سحرها با پدر و مادرم بیدار شوم و سحری بخورم. اما مادرم همیشه ضعیف و نحیف بودن مرا بهانه میکرد و مرا برای سحری خوردن بیدار نمیکرد تا این‌کـه هفت ساله شدم و بـه مدرسه رفتم.

 

از همکلاسی‌هایم شنیدم کـه روزه می گیرند، بهمین خاطر از مادرم با اصرار خواستم کـه مرا برای سحری بیدار کند. چقدر آن سفره سحری را دوست داشتم. برای نخستین بار درکنار خانواده‌ام نشستم و صدای روح بخش دعای سحر را شنیدم. احساس می کردم بزرگ شده‌ام. البته مادرم گفت کـه چون از بقیه کوچک‌تر هستم، نمیتوانم روزه کامل بگیرم و روزه‌ام کله گنجشکی خواهد بود ولی خواهر و برادرم روزه کامل میگرفتند.

1587902097 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

چند روز روزه کله گنجشکی گرفتم تا این‌کـه یک روز بالاخره قصد کردم کـه روزه کامل بگیرم. ظهر ناهار نخوردم و تشنگی و گرسنگی را تا عصر تحمل کردم. فقط چند ساعت بـه افطار مانده بود کـه تشنگی آن قدر بـه مـن فشار آورد کـه رفتم یک لیوان پر از آب خوردم. بعد از این‌کـه تشنگی‌ام رفع شد، عذاب وجدان گرفتم و شروع کردم بـه گریه کردن! مادرم پیش مـن آمد و با مهربانی پرسید:

 

«چرا گریه می کني؟ امروز خدا از تـو خیلی راضی اسـت چون نخستین روزه کامل را گرفتی.» مـن کـه با این حرف داغ دلم تازه‌تر شده بود، گریه‌ام شدیدتر شد و با صدای بلند گریه کردم و گفتم: «مامان مـن روزم باطل شد چون آب خوردم!» مادرم با مهربانی دستی بـه سرم کشید و گفت: «عزیزم روزت باطل نشده و تـو هنوز روزه‌اي چون هنوز بـه سن تکلیف نرسیدی روزه‌ات قبول اسـت.

 

تازه اگر حواست نباشد و چیزی بخوری، بازهم روزه‌ات باطل نمی شود.» از این حرف مادرم آن قدر خوشحال شدم کـه حد نداشت.
از این انشا نتیجه می گیریم کـه سراسر دوران کودکی گذشته از خاطرات تلخ و شیرین و مهر و محبت والدین و همدلی در انجام واجبات دینی درخانواده پر اسـت. همین‌طور خاطره نخستین روزه‌، خاطره‌ شیرین روزی اسـت کـه دیگر هیچوقت در عمرمان تکرار نمی شود.

 


 

انشای ادبی با موضوع ماه رمضان

 

ماه برکت زِ آسمان می آید / صوت خوش قرآن و اذان می آید. از خواب کـه بیدار می شوي در ظلمات شبانگاه ودر مقابل سفره سحری ناگاه خودرا بیدار و هشیار مییابی. با چشم‌هایي سرخ و خواب آلود، و در بین خواب و بیداری با بی میلی غذا را در دهان میگذاری. یازده ماه در ناز و نعمت و چشیدن هر نوع چرب و شیرین آزاد بوده‌اي اما از امروز یک ماه باید دلت را روزه‌سرا کنی.

 

ناگاه بانگ اذان در گوش فلک دمیده میشود و همه ی و همه ی و همه ی اینبار آماده‌اند. اذان راکه گفتند تمام روز آینده را از خاطرات سال پیش بـه یاد آوردم کـه چگونه بی‌تاب میشدم. اما بـه راستی کـه بـه یاد آوردنش تا کی بود مانند دیدن؟ نماز راکه خواندم، دوباره بـه بستر گرم و نرم بازمی‌گردم. صبح گراییده بـه ظهر کـه از خواب بر می‌خیزم. تقریبا ساعت یازده ظهر اسـت و مـن هیچ از روزه‌داری نمی دانم.

1587902101 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

هنوز گویی زندگی ام زندگی روز‌هاي عادی اسـت. دقیقه‌ها و ثانیه‌ها مثل همیشه بـه سرعت می‌دوند و می روند و همه ی همانی هستند کـه بودند و تا ساعت دیگر نخواهند بود. سکوت زیبایی بر همه ی جا حاکم اسـت. همه ی دشواری‌ها از بعدازظهر بـه مـن روی می‌آورند. در روزهای رمضان عشق و حال‌ هاي روزانه در گرم‌ترین حالت خود طلوع می کنند ودر تاریک‌ ترین و نیمه جان‌ترین حالتشان در دم دم‌هاي شب غروب می کنند.

 

بـه راستی کـه روزه در ساعات اول بهشت اسـت ولی در ساعات آخر کوه کندن اسـت. در عصر در خانه با بی‌تابی از این اتاق تا آن اتاق می‌رفتم تا دقایق زود سپری شود اما دمادم غروب فقط چشمانم را بسته بودم. هر لحظه توانم نصف می ‌شد. زمان و بـه خصوص یک ربع مانده بـه اذان مانند یکسال می‌گذشت. تا زمانی کـه ناگاه بانگ اذان مرا زنده کرد، چشم گشودم و لبخند زدم.

 


 

انشا ساده درباره ماه رمضان

 

ماه رمضان ماه مهمانی خداوند اسـت و روزهای آن با روزهای دیگر سال تفاوت زیادی دارد. روزه گرفتن برای مـن کمی سخت اسـت اما این ماه را خیلی دوست دارم و بـه نظرم تحمل سختی غذا نخوردن و گرسنگی و تشنگی ارزش لحظه هاي افطار را دارد کـه همه ی مـا دور سفره افطار چمع میشویم ودر حالی‌کـه بـه دعاهای بعد از اذان مغرب گوش میکنیم روزه خودرا با یک خرما یا یک قاچ هندوانه و یا یک استکان چای باز می‌کنیم.

 

مادرم همیشه بـه مـن یاداوری میکند کـه ماه رمضان فقط تحمل گرسنگی و تشنگی نیست بلکه در طول روزهای این ماه باید بـه این فکر کنیم کـه چگونه با روزه گرفتن انسان بهتری شویم، مثلاً باید زبان خودرا از گناه هاي غیبت و دروغ و تهمت زدن بـه دیگران پاک نگه داریم و با چند ساعت گرسنگی، بیشتر بتوانیم افراد فقیر راکه خیلی وقت ها گرسنه میمانند درک کنیم.

1587902111 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

مـن افطار را خیلی دوست دارم اما بیدار شدن در سحری برایم سخت اسـت چون در آن موقع میل زیادی بـه غذا خوردن ندارم اما اگر در زمان بین افطار تا خوابیدن در خوردن زیاده روی نکنیم آسان تر می‌توانیم سحری بیدار شده و یک وعده غذای کامل بخوریم تا برای روزه گرفتن انرژی کافی داشته باشیم.

 

مـن در شب هاي قدر بـه همراه پدر و مادرم بـه مسجد می‌رویم و تا سحر بیدار می‌مانیم، میدانم کـه شب قدر از هزار ماه بهتر اسـت و سعی میکنم از این شبها خوب استفاده کنم. از زمانی کـه بچه بودم یادم هست کـه مادرم برای پختن غذای افطار و سحری زحمت هاي زیادی میکشد، او هر شب قبل از سحری زودتر از مـا از خواب بیدار می شود و غذا را آماده می‌کند چون می‌گوید:

 

مـا غذای تازه را بهتر می‌توانیم بخوریم. او سفره را می چیند، مـا را از خواب بیدار می‌کند و بعد از غذا و نماز کـه مـا می‌خوابیم بیشتر بیدار میماند و کارهای باقیمانده را انجام می‌دهد. مادرم نقش مهمی در روزه داری مـن دارد و مـن همیشه و مخصوصا در ماه رمضان از خداوند می‌خواهم کـه سلامتی و عمر طولانی بـه مادرم بدهد.

 

اگر می‌خواهید بهرتین انشا هاي ماه رمضان با موضوع هاي متفاوت بخوانید بر روی لینک زیر وارد شد.

 


 

درس های ماه رمضان

خداوند در ماه پرفضیلت رمضان سفره اي پربرکت می چیند و تمامی بندگانش رابه ضیافتی بزرگ دعوت میکند، چقدر زیباست مهمان مهمانی خداوند باشی و کنار سفره اي بنشینی کـه خداوند آنرا برایت تدارک دیده اسـت اما آیا از آداب مهمان شدن در محضر خداوند چیزی می‌دانیم و آیا شایستگی حضور در چنین مهمانی را داریم؟

 

اگر عمری باقی بماند، رمضانی دیگر فرا برسد و مـا در صحت و سلامت کامل بـه سر ببریم یعنی خداوند از مـا دعوت کرده، شاید لیاقت این مهمانی را نداشته باشیم، شاید از آداب مهمانی اش چیز زیادی ندانیم، اما او از مـا دعوت می‌کند ودر همین رمضان هایي کـه می آید و می‌رود آداب مهمانی اش رابه مـا یاد خواهد داد.

1587902116 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

رمضان تمرین اسـت، تمرین تسلیم، از خود گذشتن، دل بریدن از غرایز انسانی، تمرین گناه نکردن، تمرین استغفار و توبه کردن و شایسته و لایق مهمانی خدا شدن بخود مـا بستگی دارد کـه رمضان بگذرد و بتوانیم ازآن چـه یاد گرفته ایم بـه خوبی در روزهای دیگر سال استفاده کنیم.

 

فقیران را بهتر درک کنیم، با مردم مهربان تر برخورد کنیم، اعضای بدن را از گناه کردن دور نگه داریم و چشم ها را ازآن چـه نباید دید، دستها را ازآن چـه نباید کرد، زبان را ازآن چـه نباید گفت و گوش ها ار ازآن چـه نباید شنید برحذر داریم. بیا رمضان امسال را دریابیم و توفیق حضور را از دست ندهیم کـه بسیاری در رمضان هاي قبل بودند و امسال در بین مـا حضور ندارند و بسیاری امسال هستند و سال دیگر نخواهند بود…

 


 

انشا چرا روزه می گیریم؟

انشای خودرا با نام او آغاز میکنم کـه بخشنده گناهان و پناه بندگان عاصی اسـت. نمی‌خواهم دراین انشا مورد حس زیبای کنار هم بودن سر سفره افطار با شـما سخن بگویم، چون بعید میدانم هدف روزه دور هم بودن و خوردن افطاری هاي مفصل باشد.

 

نمی‌خواهم در مورد معنویت سحرگاهان با شـما بگویم، چون حتی مـا روزه داران هم بیشتر از درک معنویت سحرگاهی درگیر خوردن سحری عجله اي و بعد هم خوابیدن هستیم. نمی خواهم از خواص کاملا علمی روزه روی بدن انسان کـه حتی پزشکان هم بـه آن معترف هستند با شـما بگویم چون باور نمی کنم خدا برای این روزه رابه مـا واجب کرده باشد کـه بدنمان سالم تر و قویتر باشد.

1587902121 robeka.ir انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان

نمی خواهم از ضرورت درک فقر و گرسنگی بگویم ، چون حتی وقتی روزه دار هستیم حال گرسنگان را متوجه نمی شویم چون مطمئن هستیم بعد از افطار یک عالمه خوراکی خوشمزه در انتظار ماست. مـا حتی در ماه رمضان هم حال فقرا و گرسنگانی کـه روزها را تنها با نان خالی سپری میکنند درک نمی کنیم ،چون سفره هاي رنگارنگ و متنوع افطار و سحر مـا شباهتی بـه سفره هاي خالی فقرا ندارد.

 

ممکن اسـت هر کس برای این سوال پاسخی داشته باشد… مـن روزه میگیرم چون خداوند روزه داری را بر مـن واجب کرده اسـت، روزه میگیرم کـه حتی یک‌بار درسال هم کـه شده افساری بـه نفس یاغی و طغیانگرم کـه مدام با هوس هایش مرا بـه سویی می راند بزنم. حداقل چند ساعت در روز انسان تر بودن را تمرین کنم. می توانم شکیبا تر باشم، کمتر دروغ بگویم، غیبت کنم، سوگند الکی بخورم و…

 

بیشتر حواسم بـه خدا باشد و حتی ذره اي هم کـه شده انسان بهتری باشم… برای مـن روزه داری تمرین سختی کشیدن برای بهتر شدن اسـت. مهم نیست این روزه روی جسمم ، معده و قلب و روده وکبدم اثر خوبی دارد یا نه ، اینبار مهم روح مـن اسـت . این‌کـه یک ماه درسال هم شده اولویت بجای جسم و خورد و خوراک و لذت هایش… روح خسته ام باشد..

 

مـن دراین ماه میخواهم کمی بـه داد روحم برسم… کـه حتی با خواندن چند آیه کوتاه از قرآن سیراب شود، با انجام دادن یک کار خیر کوچک مهربان تر شود و با تمرین صبر و شکیبایی بزرگتر شود. در پایان باید بگویم کـه میدانم احتمالا نمیتوانم بـه همیه این‌ها برسم اما خوب تمرین کردن هیچوقت بی اثر نیست و روزه گرفتن تمرین بندگی خداست.

گردآوری و بازنویسی: بخش سرگرمی روبکا

منبع: پارس ناز

نوشته انشا درباره ماه مبارک رمضان + مقدمه و نتیجه گیری در مورد ماه رمضان اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99 https://robeka.ir/%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%aa%d9%86-%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%b1%d9%85%d8%b6%d8%a7%d9%86-1399/ Wed, 22 Apr 2020 08:39:43 +0000 https://robeka.ir/?p=25400 شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 در آستانه ماه رمضان می‌توانیم با ارسال اشعار زیبایی برای دوستانمان پیشاپیش فرارسیدن این ماه را تبریک بگوییم. در ادامه با روبکا همراه باشید.   اشعار جدید تبریک ماه رمضان 99 متن تبریک ماه رمضان 1399 میگن کـه ماهِ رمضون ماه مناجات و دعاست میگن کـه بهترینْ …

نوشته شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99 اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399

در آستانه ماه رمضان می‌توانیم با ارسال اشعار زیبایی برای دوستانمان پیشاپیش فرارسیدن این ماه را تبریک بگوییم. در ادامه با روبکا همراه باشید.

 

اشعار جدید تبریک ماه رمضان 99

1587544784 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

متن تبریک ماه رمضان 1399

میگن کـه ماهِ رمضون

ماه مناجات و دعاست

میگن کـه بهترینْ زمان

برای صحبت با خداست

تا با تـو خلوت نکنم

این دلم آروم نمیشه

میخوام باهات حرف بزنم

یه جورایی روم نمیشه

روم نمیشه… آخه خودت

بگو کـه از کجا بگم

چـه جوری با کوهِ گناه

خدا خدا خدا بگم

لنگون و لنگون اومدم

می بیني خسته اومدم

حق داری رام ندی، بازم

توبه شکسته اومدم

حق داری رو بگردونی

آلوده دامن اومدم

مشکلی نیست، فقط بدون

گفتی بیا، مـن اومدم

میخوای بزن، میخوای نزن

فقط نگو تنهام بذار

مـن خودمم خسته شدم

یه راهی پیش پام بذار

میگن میخوای آدم بشی

باید بری کرببلا

بی اختیار داد می زنم

امام رضا، امام رضا

پنجره فولاد رضا

برات کربلا میده

هر کی میره کرببلا

از حرم رضا میره

«عبدالله باقری»

1587544787 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

شعر زیبا درباره ماه رمضان 99

تـو كه هرماه رمضون دلم رو مجنون مي‌كني

با يه عالمه گناه باز مـن و مهمون مي‌كني

گاهي با چشم پوشي‌هات دلم رو مديون مي‌كني

گاهي با رحمِ نگات مـن و پشيمون مي‌كني

مي‌خوام از حوض وفا كاسه‌‌‌هامو پر بكنم

شب قدره اومدم از تـو تشكر بكنم

نعمتي دادي بـه مـن با تـو تكلّم بكنم

با نماز و با دعا غصه‌هام و گم بكنم

چشمام و با بارون توبه ترنّم بكنم

پيش دل قرب تـو رو خدا، تجسّم بكنم

اومدم تا اين كه از تـو خداجون جدا نشم

ديگه مثل قديما بنده‌ی بي وفا نشم

يادمه توبه‌ ای كه سال گذشته بسته‌ام

بعد چند لحظه تـو گرداب خطا نشسته‌ام

آينه‌ی توبه رو با سنگ گناه شكسته‌ام

حالا از توبه شكستن بي قرار و خسته‌ام

مي‌شه امشب مـن و دور از غم رسوايي كني

قطره‌ ای دل دارم اون رو دلِ دريايي كني

1587544790 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

شعر کوتاه درباره ماه رمضان 1399

بـه بـه کـه بیامدست ماه رمضان

ماهی کـه بود اشرف ایام زمان

ماهی کـه درآن شدست واجب روزه

از روزه شود سیاه روی شیطان

ماه رمضان خدای مهماندار اسـت

دعوت شده بنده برسر سفره وخوان

ماه رمضان دعا پذیرفته تر اسـت

فصلی چو بهار آمده برقرآن

ماه رمضان زخوردن امساک شود

همراه دهان روزه بود چشم وزبان

ماه رمضان لیله ی قدری دارد

نازل شده قرآن پیمبر در آن

این شب بـه یقین بهترین شب باشد

همسنگ هزار ماه این شب را دان

ماه رمضان چوگیرد آرام دلت

با یاد خدا گناه خودرا سوزان

باران زسحاب رحمت حق ریزد

لبریز شود جام وجود از ایمان

در موقع افطار ملایک گویند

تبریک بـه روزه دار، از پیروجوان

ای بنده مده فرصت این ماه زدست

راضی تـو نما زخود خدای رحمان

«اسماعیل تقوایی»

1587544792 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

شعر تبریک ماه رمضان 99

رمضان ماه مناجات مه ذكر و دعاست

مه رحمت مه توبه مه غفران و رجاست

رمضان ماه خدا ماه قيام اسـت و قعود

مه عرفان مه تسليم و ركوع اسـت و سجود

رمضان ماه رهائي زجهان سفلاست

مه معراج بـه اوج ملكوت اعلاست

رمضان ماه تمسك بـه خداوند رئوف

مه عاصم ز معاصي و ز آفات مخوف

رمضان ماه كرامت مه تسويف بلاست

مه ايمان مه قرآن مه تسريع عطاست

رمضان ماه محبان خداوند حق اسـت

مه مهماني گسترده رب الفلق اسـت

شده مفتوح دراين ماه در خانه عشق

روزه داران شده دعوت بـه كرم خانه عشق

بارالها بـه قريبان الستت قسم

بـه خموشان ز خودرسته مستت قسم

بـه تماشاگه عشق و كرمت راهم ده

بـه كرم خانه ناز و نعمت راهم ده

زازل بخشش و انفاق و عطا عادت توست

چشم پوشي ز معاصي و خطا عادت توست

اگرچه غفلت زده ام ليك دراين ماه عظيم

چشم بسته بـه كف لطف تـو ای حي قديم

دارم اميد عنايت ز درت يا الله

نا اميدم منما از كرمت يا الله

«جابري»حال مناجات و دعا مي خواهد

اندر اين ماه دعا فيض لقا مي خواهد

«بهنام فرج پور»

1587544795 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

متن و شعر تبریک ماه مبارک رمضان 1399

1587544798 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

شعر در مورد آخر ماه رمضان

رمضان ماه نزول قرآن

رمضان توبه و عفو يزدان

رمضان ماه اميدو بركات

كه بر او باد بـه هر دم صلوات

**********

ماه رمضان رسید

ماه صیام آمد و سر سحر ببین

در آسمان ستاره بختم بـه‌ بر ببین

افطار مـن شراب طهورای کوثر اسـت

شور تمام مستی شب رابه سرببین

«مرتضی محمودپور»

1587544800 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

شعر ماه رمضان حافظ + دانلود شعر ماه مبارک رمضان

تشنه‌ام این رمضان تشنه‌ تر از هر رمضانی

شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیلة القدر عزیزی‌ست بیا دل بتکانیم

راستی روزه مگر چیست؟ همین خانه‌تکانی

ماه کنعان! ندهد سلطنت مصر فریبت

تـو چرا مثل پدر نیستی ای یوسف ثانی؟

نیست تقصیر عصا، معجزۀ موسوی‌ات نیست

کاش می ‌شد کـه شعیبت بپذیرد بـه شبانی

بی‌نشانان زمین، زنده‌بـه‌گوران زمانیم

همه ی همسایۀ مرگیم، همین اسـت نشانی

«علیرضا قزوه»

1587544805 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

شعر در مورد روزه

جمع بشید عاشقای ماه رمضون

مهمونی داره خدای مهربون

غنی و گدا رو دعوت می کنه

همه ی عاشقا رو دعوت می کنه

این چـه سفره ایِ کـه دل می بره

صاحب سفره بدارم می خره

چی بگم کـه سفره خیلی با صفاست

صاحب سفره مـا امام رضاست

سفره عطرش ز گلای یاسشه

سقای سفره عمو عباسشه

ای خدا یه قلب با صفا می خوام

مـن دیگه برات کربلا می خوام

دوست دارم برم تا بین الحرمین

جون بدم برای اربابم حسین

ای حسین جان بـه فدای سر تـو

مـن بـه قربون لب اطهر تـو

1587544809 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

اشعار استقبال ماه مبارک رمضان

ماه رمضان ای مه زیبای خدایی

هرگه کـه بیایی همه ی را شادنمایی

مهمانی حق باشی و مـا هم همه ی مهمان

بنشسته سر سفره کـه تـو رو بنمایی

شادم زعطا گشتن ادراک حضورت

یک‌بار دگر از همگان دل بربایی

توماه صیام هستی وما بنده صائم

درگاه امیدی تـو واسباب رجایی

قرآن خدا رابه یقین فصل بهاری

با خواندن آن قلب بیابد چـه جلایی

باشد شب قدری بـه شبهای تـو مستور

در میان لیالی بکند جلوه نمایی

بـه بـه زسحر ها کـه گه راز ونیازست

افطار دهد بردل صائم چـه صفایی

با تـو بگشودست خدا باب بهشتش

الحق کـه تـو مستوجب هرگونه ثنایی

هرروز تـو، رحمان بدهد بارش رحمت

خالی نگذارد ز کرم دست دعایی

صدشکر دگربار شدم ساکن شهرت

تـو ماه درخشان همه ی ارض وسمائی

«اسماعیل تقوایی»

1587544811 robeka.ir شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99

عکس تبریک ماه رمضان 99

رمضان ماه زخلق ببريدن

غير حق از همه ی كس ببريدن

رمضان ماه بـه حق پيوستن

رشته‏ى غير خدا بگسستن

رمضان، درد همه ی دوا شود

شيعه از رنج و بلا رها شود

رمضان، بر همه ی اين نظر بود

از گناهان همه ی را حذر بود

رمضان ماه عطاى اهل بيت

واسطه بين خداى اهل بيت

رمضان ماه خدا، ماه على

همه ی جا ذكر علىٌ منجلى

رمضان بر لب مـا زمزمه اسـت

ذكر مولا بـه لبان همه ی اسـت

رمضان ماه على و فاطمه اسـت

ماه درد و ماتم شيعه همه ی اسـت

رمضان ماه على شيرخدا

همسر پاكْ سرشتِ زهراست

رمضان ماه نشان غربت اسـت

بهر شيعه لحظه‏هايش حكمت اسـت

رمضان ماه شهادت على اسـت

شرح اين ماه، روايت على اسـت

«محمدرضا صادق زاده»

نوشته شعر و متن تبریک ماه مبارک رمضان 1399 + عکس نوشته های جدید ماه رمضان 99 اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
جملات زیبا و قشنگ در وصف مادر https://robeka.ir/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%88-%d9%82%d8%b4%d9%86%da%af-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d8%b5%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/ Sat, 15 Feb 2020 17:27:20 +0000 https://robeka.ir/?p=23633 جملات زیبا مادر   بر قبلہ گاه دستان زنی سجده میکنم کہ چشمه های باورم به تقدس راستینش ایمان آوردند.از روزی کہ بهشت فرش قدمهایش شد و نامش بر عرش کبریایی مادر نام گرفت…. مادرم پیشاپیش روزت مبارڪ   جملات زیبا در وصف مادر از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها …

نوشته جملات زیبا و قشنگ در وصف مادر اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
sentences mother02 جملات زیبا و قشنگ در وصف مادر

جملات زیبا مادر

 

بر قبلہ گاه دستان زنی سجده میکنم کہ چشمه های باورم به تقدس راستینش ایمان آوردند.از روزی کہ بهشت فرش قدمهایش شد و نامش بر عرش کبریایی مادر نام گرفت….

مادرم پیشاپیش روزت مبارڪ

 

از تمام دلتنگی ها ، از اشک ها و شکایت ها که بگذریم

باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم !

و چه تاثیر دلنشینی دارد

” غصه نخور ، درست میشود ” گفتن های مادر ،

اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد

جملات زیبا مادر فقیر

پیشاپیش روز مادر که ریشه بخش وجود تمام موجودات زنده هست را گرامی میدارم

باشد آن روز که همه ما از زن و مرد و هر جنسی قدر این گوهر و حیات بخش زندگانی رو بدانیم تا دیر نشده

جملات زیبا مادر

گاهی حواست را بیشتر جمع کن!

گاهی کمتر داشته هایت را فریاد بزن!

داشته های باارزشی مثل “وجود مادر” !

شاید کسی حوالی حرفهای تو، بندِ دلش پاره شود با تصویر ِ سیاه و سفید مادرش روی دیوار اتاق!

حواست باشد اینروزها!

جمله درباره مادر

مادر! تو جانانه جام بلای ما را نوشیدی و لباس رنج و محنت ما را پوشیدی.

اینک، حریر محبت فرزندانت را بپوش و شربت شهد عشق آنان را بنوش.

مادرم، در گرامیداشت روزت زیباترین ستاره سپاس را به پاس پاسداری بی کرانت از ما، بر آسمان پرمهرت می آویزیم.

روزت مبارک باد.

جملات زیبا مادر

مادر! در ستایش دنیای پرمهرت، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.

شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم و انگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.

مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد.

ایمانم از دعای توست و خدایم را از زبان تو شناخته ام، عبادت را تو به من آموخته ای.

متن درباره مادر

گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهد

جز گپ ریز ریز با مادرم

هی من حرف بزنم

هی او چای تازه دم بریزد…

هی چای ام سرد بشود

هی دلم گرم…

آنجا که چای ات سرد می شود

و دلت گرم

“خانه مادر است”

متن برای روز مادر

هرگز صدای مهربانت را که هر شب برایم لالائی می خواند فراموش نمی کنم، همان صدای قشنگی که حالا نیز به تمام دلتنگی هایم پاسخ می دهد و آغوش گرم و مهربانش را پناهگاه تمام دلتنگی هایم کرده است. مادر عزیزم روزت مبارک.

متن درباره مادر

مادرم…

مادرم مدرک پزشکی ندارد؛ ولی دستهایش کاری میکنند که هزار قرص و دوا نمیکند…

شماره نظام مهندسی ندارد؛ ولی از منِ ویرانه با حرف هایش یک آدم نو می سازد…

نقاش نیست؛ ولی با یک کلام لبخندی روی لبهایم میکشد که هزار نقاش از پسش بر نمی آیند…

ندیده ام توی استدیو ضبط صدا وقت بگذراند، ولی آهنگِ صدایش از هر موسیقی گوش نواز تر است…

مادرم سر آشپز و رستوران دار نیست؛ ولی عطرِ و طعم غذاهایش هوش از سر میپراند…

بهشت را زیر پایش ندیدم، ولی شک ندارم بهشت زیر پایش نیست…

بهشت نعمتِ وجودش است…

روز مادر مبارک

روز مادر

مادر که نداشته باشی

هیچکس نمیفهمه تو دنیا چی بهت میگذره…

مادر که نداشته باشی

هیچکس درک نمیکنه

پشت هر لبخندت چند هزار تا بغض پنهان شده

مادر که نداشته باشی

نباید از هیچ کس هیچ انتظاری داشته باشی

مادرکه نداشته باشی

هر لحظه از زندگیت تو دلت میگی

اگه مادرم بود الان اینجوری نمیشد

 مادر که نداشته باشی…

همیشه یه هاله اشک تو چشماته

مادر که نداشته باشی

هیچ سایه ای بالا سرت نیست

حالا که داری مثل پروانه دورش بچرخ

روز مادر بر همه مادران عزیز سرزمینم مبارکــــــــَ

متن برای روز مادر

زن عشق زايد و

تو برايش نام انتخاب ميكنی!!

او درد ميكشد و

تو نگران از اينكه بچه دختر نباشد!!!

او بيخوابی ميكشد و

تو خواب حوريان بهشت ميبينی!

او مادر ميشود و

همه جا ميپرسند نام پدر!…

پیام های زیبا برای روز مادر

دلم میخواهد هیچ وقت خانه ات را بی تو نبینم

بی تو نخندم

و بی تو لذتی از غذایی که تو نپختی نبرم

دلم خانه ات را با تو میخواهد

باشی و باشیم و بخندیم به لکنت های بامزه ات

باشی و

چشمان تو هر لحظه هزار بار قربان ما برود

و چشم های ما پاسخ بدهند که “خدا نکند قربان بروی.”

باشی و حرف رفتن بزنی;

چنگ بکشی روی تمام خاطراتت در خانه ی آرزو های بچگی مان

باشی و باشیم و ببینیم که میخندی

خانه ات را باقربان رفتن هایت دوست دارم

کاش بمانی

جمله درباره مادر

در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند…، پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند… از غذای جنین چیزی کم نمیشود…. بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند: زن زودتر از مرد پیر میشود…!

اگه آدما بدونن که مادرشون بخاطر اونا استخونش آب میشده واقعا میمونن که چجوری قدردانی کنن!!! خداوندا از تو بهشتی میخواهم برای کسی که مرا به دنیا آورد…

جملات زیبا در وصف مادر

وقتی مادر باشی باید مثل شیر قوی باشی…

محکم باشی…

مواظب بچه هات باشی…

و تنهایی بچه رو به دندون بگیری و ازش محافظت کنی…

از اونجایی که خیلی از کارها رو باید به تنهایی انجام بدم…

و خودمم همیشه شخصیت مستقلی دارم…

و از وابستگی به دیگری …چه آشنا چه غریبه…تو انجام هر کاری…فراری ام…(هر چند گاهی هم کم میارم)…

تماما حس ماده شیری رو دارم که تو یه مرتع وحشی…هم باید هوای خودش رو داشته باشه هم حواسش به بچه هاش باشه…

نوشته جملات زیبا و قشنگ در وصف مادر اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
سخنان آموزنده جورج برنارد شاو https://robeka.ir/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%ac-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d8%b4%d8%a7%d9%88/ Mon, 27 Jan 2020 06:46:34 +0000 https://robeka.ir/?p=22976    جملات جرج برنارد شاو  جرج برنارد شاو زادهٔ ۲۶ ژوئیه ۱۸۵۶ – درگذشتهٔ ۲ نوامبر ۱۹۵۰ که به اصرار خود با نام برنارد شاو شناخته می‌شود، سخنان زیبا و آموزنده جورج برنارد شاو هرگاه قصد شوخی دارم حقیقت را بیان می‌کنم. حقیقت بزرگترین شوخی جهان است. جورج برنارد شاو سخنان جرج برنارد شاو تنها بزرگترین …

نوشته سخنان آموزنده جورج برنارد شاو اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
george bernardshaw سخنان آموزنده جورج برنارد شاو

 

جرج برنارد شاو زادهٔ ۲۶ ژوئیه ۱۸۵۶ – درگذشتهٔ ۲ نوامبر ۱۹۵۰ که به اصرار خود با نام برنارد شاو شناخته می‌شود،

سخنان زیبا و آموزنده جورج برنارد شاو

هرگاه قصد شوخی دارم

حقیقت را بیان می‌کنم.

حقیقت بزرگترین شوخی جهان است.

جورج برنارد شاو

سخنان جرج برنارد شاو

تنها بزرگترین مشکل ارتباطات ، توهمی است که اتفاق افتاده است.

 

سخنان برنارد شاو

زندگی صرف اشتباه کردن نه تنها شرافتمندتر بلکه مفیدتر از زندگی صرف شده برای انجام هیچ کاری است.

جورج برنارد شاو

زندگینامه جرج برنارد شاو

سکوت کاملترین ابراز ناسزا است.

جورج برنارد شاو

سخنان جرج برنارد شاو ،برنارد شاو

آثار جورج برنارد شاو

“این قانون را تعیین کنید که هرگز کتابی را که خودتان نخوانده اید به کودک بدهید.”

جورج برنارد

سخنان جرج برنارد شاو ،برنارد شاو

جملات زیبای جرج برنارد شاو

“اگر می خواهید حقیقت را به مردم بگویید ، آنها را بخنداتید ، در غیر این صورت شما را خواهند کشت.”

جورج برنارد شاو

از مکالمه و پرگویی بیجا

نجات پیدا خواهید کرد،

اگر به یاد بیاورید که مردم

هرگز نصایح شما را قبول نمی‌کنند،

مگر اینکه وکیل مدافع یا دکتر باشید

و آنها برای شنیدن صحبت های شما

پول خرج کرده باشند.

جورج برنارد شاو

سخنان آموزنده جورج برنارد شاو

مدتها پیش آموختم

که نباید با خوک کشتی گرفت

چون خیلی کثیف میشوی

و مهمتر آنکه ،

خوک از این کار لذت میبرد!

جورج برنارد

سخنان جرج برنارد شاو

مجازات آدم دروغگو این نیست که

کسی باورش نمی کند،

بلکه این است که خودش نمی تواند

حرف کسی را باور کند.

جورج برنارد شاو

برنارد شاو

زندگی

عمر کردن نیست،

بلکه “رشد” کردن است

عمر کردن کاری است که از همه‌ی حیوانات برمی‌آید.

اما رشد کردن هدف والای انسان است

که عده‌ی معدودی می‌توانند ادعایش را داشته باشند.

جورج برنارد شاو

آثار جورج برنارد شاو

فقط يک نفر را میشناسم

که معقول وسنجیده رفتارمیکند

او خیاط من است

زيرا هربار که مرامیبیند

از نواندازه گیری میکند

بقیه به معیارها و عقايد كهنه خود

درباره من پایبند هستند

جورج برنارد شاو

سخنان برنارد شاو

حکومت طلایی

آنجاست که نتوان

قوانین را با پول خرید…

جورج برنارد شاو

جورج برنارد شاو طنزنویس بزرگ ایرلندی

تخيل آغاز خلقت است.

ما چيزي را كه دوست داريم در خيال مي آوريم

بعد آنچه را كه در خيال آورده ايم ،آرزو ميكنيم و در نهايت چيزي را كه آرزويش را داريم خلق ميكنيم.

جورج برناردشاو

جرج برنارد شاو جملات

بزرگترین نعمت خداوند هستی و حیات است

جرج برناردشاو

سخنان زیبای جورج برنارد شاو

زندگي ميوه ي كرم خورده ايست كه بايد به قسمتهاي سالم آن گاز زد

 جرج برناردشاو

نوشته سخنان آموزنده جورج برنارد شاو اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی https://robeka.ir/%d8%b4%d8%b9%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%da%a9%d8%a7%db%8c%db%8c/ Sat, 25 Jan 2020 06:05:13 +0000 https://robeka.ir/?p=22956 عبدالجبارکاکایی زادهٔ ۱۵ شهریور ۱۳۴۲ در ایلام شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. کاکایی شاعر بسیاری از تیتراژهای سریال‌های تلویزیونی است. شعر کوه قلاقیران در ایلام من گل خودروی کوهستانیم اهل ایل بی سر و سامانیم ساقه‌ام در خاک این غربت‌سراست با بلوط پیر اینجا آشناست مثل دل های بزرگ اهل ایل مردمان خسته ابن سبیل …

نوشته شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
poems abduljabbarkakaie شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی

عبدالجبارکاکایی زادهٔ ۱۵ شهریور ۱۳۴۲ در ایلام شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. کاکایی شاعر بسیاری از تیتراژهای سریال‌های تلویزیونی است.

poems abduljabbarkakaie1 شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی

شعر کوه قلاقیران در ایلام

من گل خودروی کوهستانیم

اهل ایل بی سر و سامانیم

ساقه‌ام در خاک این غربت‌سراست

با بلوط پیر اینجا آشناست

مثل دل های بزرگ اهل ایل

مردمان خسته ابن سبیل

من هم از این سنگلاخ ساده ام

اهل این ایل غریب افتاده ام

اهل ییلاق و رحیل کوچ ها

آشنا با ردپای قوچ ها

آه از ایلاتی و آوارگی

زخمی تیغ “ابو قدارگی”

زخم تلخ تسمه بر جان داشتن

درد را در گُرده پنهان داشتن

تن ز هُرم سوزناک آفتاب

مثل رود “سیمره” در پیچ و تاب

داشتن در سینه صدا بیشه شیر

مثل”مانشت” از ابهت سر به زیر

اشک ما جاری ز فرط خشم ما

مثل “کنجاچم” ز کنج چشم ما

ای ز جان غم بلانوشان سلام!

بچه های “تپه خرگوشان” سلام!

ای قلاقیران خروش نایتان

“هفت چشمه”گریه شب هایتان

از زمانی که تکلم کرده ایم

ریشه مان را در زمین گم کرده ایم

مانده ایم اینجا در اوج بی کسی

گله های مرتع دلواپسی

کو شبان این دل افروخته

داغ ما صد نی لبک را سوخته

اینک ای گل های خارستان و دود

لاله های رُسته بر “چشمه کبود”

اینک ای مظلوم بی سامان ایل

ای زن پیوسته در حال رحیل

ای پلنگ آیین چشم آهو سلام

لاله دامان “دالاهو” سلام!

ای ستون این دل ویران شده

سر بر آورده، قلاقیران شده

دست پیش آرید تا با هم شویم

با تمام کوه ها محرم شویم

بس که ما را شهر عادت می دهد

خانه هامان بوی غربت می دهد

عبدالجبار کاکایی

ترانه های عبدالجبار کاکایی

ساده از دست ندادم دل پر مشغله را

تا تو خندیدی و مجبور شدم مساله را…!

من “برادر” شده بودم و “برادر” باید

وقت دیدار، رعایت بکند “فاصله” را

دهه ی شصتی دیوانه ی یکبار عاشق

خواست تا خرج کند این کوپن باطله را

عشق! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ

دانه انداخت و از شرم ندیدم تله را

و تو خندیدی و از خاطره ها جا ماندم

با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را…!

عشق گاهی سبب گم شدن خاطره هاست

خواستم باز کنم با تو سر این گله را

عبدالجبار کاکایی

اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی ، شعر و ترانه
شعرهای عبدالجبار کاکایی

پرسیدی و شرحی به جز حال خرابم نیست

بیدارم و خاموش غیر از این جوابم نیست

زهری به غایت تلخ در رگ جای خون دارم

در خویش می‌پیچم گریز از پیچ و تابم نیست

فانوس سرگردان این شهرم ولی افسوس

جانم برامد از دهان و آفتابم نیست

تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه

تا صبح بیدارم خیالم هست و خوابم نیست

در پای خود می‌ریزم و خاموش می‌سوزم

پروای این اندوه بیرون از حسابم نیست

آنقدر نومیدم که وقت تشنگی حتی

ذوق توهم بین دریا و سرابم نیست

پنداشتی دریای آرامم ولی از ترس

روحم ترک برداشت و دیدی حبابم نیست

عبدالجبار کاکایی

ترانه های عبدالجبار کاکایی

يه كليد كهنه چرخيد توي قفل سينه م انگار

يه دل شكسته افتاد زير دست و پاي زوار

دلمُ نذر تو كردم كه هنوز دل نگرونم

چي مي شد مثل كبوتر ، زير ايوونت بمونم

مث خواب بود مث رويا، مث لمس آسمون بود

تو هياهوي صدا ها ، يه سكوت مهربون بود

پاي حوض نقره پوشت، رو به گلدسته نشستم

دلمُ به قفلاي پنجره فولاد تو بستم

نه سر گلايه كردن ، نه دل شكوه شنيدن

نه اميد دل سپردن ، نه توان دل بريدن

يه كليد كهنه چرخيد تو ي قفل سينه م انگار….

عبدالجبار کاکایی

اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی ، شعر و ترانه

اشعار زیبای عبدالجبار کاکایی

بمون ولی به خاطر غرور خسته‌ام برو

برو ولی به خاطر دل شکسته‌ام بمون

به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا

شکسته‌ام ولی برو، بریده‌ام ولی بیا

چه گیج حرف می‌زنم، چه ساده درد می‌کشم

اسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم

چه عاشقانه زیستم چه بی صدا گریستم

چه ساده با تو هستم و چه ساده بی تو نیستم

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختم

چه دیر عاشقت شدم چه دیرتر شناختم

تو با منی و بی توأم ببین چه گریه آوره

سکوت کن سکوت کن سکوت حرف آخره

ببین چه سرد و بی صدا ببین چه صاف و ساده‌ام

گلی که دوست داشتم به دست باد داده‌ام

بمون که بی تو زندگی تقاص اشتباهمه

عذاب دوست داشتن تلافی گناهمه

عبدالجبار کاکایی

نوشته شعرهای زیبای عبدالجبار کاکایی اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور https://robeka.ir/%d8%a7%d8%b4%d8%b9%d8%a7%d8%b1-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c-%d9%82%db%8c%d8%b5%d8%b1-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1/ Sat, 25 Jan 2020 05:58:10 +0000 https://robeka.ir/?p=22948 اشعار قیصر امین پور قیصر امین‌پور متولد ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶ نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود. شعرهای امین‌پور از حیث بلاغی ارزشمند بوده و بر ظرفیت‌ها و توانمندی زبان فارسی افزوده‌است. او توانسته ویژگی‌های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و شعر نیمایی را با شعرهایش تلفیق کند. اشعار …

نوشته اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>
qeysar aminpour اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور

اشعار قیصر امین پور

قیصر امین‌پور متولد ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ – درگذشته ۸ آبان ۱۳۸۶ نویسنده، مدرس دانشگاه و شاعر معاصر ایرانی بود.

شعرهای امین‌پور از حیث بلاغی ارزشمند بوده و بر ظرفیت‌ها و توانمندی زبان فارسی افزوده‌است. او توانسته ویژگی‌های سبکی و بلاغی شعر کلاسیک و شعر نیمایی را با شعرهایش تلفیق کند.

en1108 اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور

اشعار عاشقانه قیصر امین پور

حرف های ما هنوز ناتمام…

تا نگاه می کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه باخبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی…

ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان

چقدر زود

دیر می شود!

قیصر امین پور

اشعار قیصر امین پور،بهترین اشعار قیصر امین پور

مجموعه اشعار قیصر امین پور

این روزها که می گذرد، هر روز

احساس می کنم که کسی در باد

فریاد می زند

احساس می کنم که مرا

از عمق جاده های مه آلود

یک آشنای دور صدا می زند

آهنگ آشنای صدای او

مثل عبور نور

مثل عبور نوروز

مثل صدای آمدن روز است

آن روز ناگزیر که می آید

روزی که عابران خمیده

یک لحظه وقت داشته باشند

تا سربلند باشند

و آفتاب را

در آسمان ببینند

روزی که این قطار قدیمی

در بستر موازی تکرار

یک لحظه بی بهانه توقف کند

تا چشم های خسته خواب آلود

از پشت پنجره

تصویر ابرها را در قاب

و طرح واژگونه جنگل را

در آب بنگرند

آن روز

پرواز دست های صمیمی

در جستجوی دوست

آغاز می شود

روزی که روز تازه ی پرواز

روزی که نامه ها همه باز است

روزی که جای نامه و مهر و تمبر

بال کبوتری را

امضا کنیم

و مثل نامه ای بفرستیم

صندوق های پستی

آن روز آشیان کبوترهاست

روزی که دست خواهش، کوتاه

روزی که التماس، گناه است

و فطرت خدا

در زیر پای رهگذران پیاده رو

بر روی روزنامه نخوابد

و خواب نان تازه نبیند

روزی که روی درها

با خط ساده ای بنویسند:

«تنها ورود گردن کج، ممنوع»

و زانوان خسته ی مغرور

جز پیش پای عشق

با خاک آشنا نشود

و قصه های واقعی امروز

خواب و خیال باشند

و مثل قصه های قدیمی

پایان خوب داشته باشند

روز وفور لبخند

لبخند بی دریغ

لبخند بی مضایقه ی چشم ها

آن روز

بی چشمداشت بودن لبخند

قانون مهربانی است

روزی که شاعران

ناچار نیستند

در حجره های تنگ قوافی

لبخند خویش را بفروشند

روزی که روی قیمت احساس

مثل لباس

صحبت نمی کنند

پروانه های خشک شده، آن روز

از لای برگ های کتاب شعر

پرواز می کنند

و خواب در دهان مسلسل ها

خمیازه می کشد

و کفش های کهنه سربازی

در کنج موزه های قدیمی

با تار عنکبوت گره می خورند

روزی که توپ ها

در دست کودکان

از باد پر شوند

روزی که سبز، زرد نباشد

گل ها اجازه داشته باشند

هر جا که دوست داشته باشند

بشکفند

دل ها اجازه داشته باشند

هر جا نیاز داشته باشند

بشکنند

آیینه حق نداشته باشد

با چشم ها دروغ بگوید

دیوار حق نداشته باشد

بی پنجره بروید

آن روز

دیوار باغ و مدرسه کوتاه است

تنها

پرچینی از خیال

در دوردست حاشیه ی باغ می کشند

که می توان به سادگی از روی آن پرید

روز طلوع خورشید

از جیب کودکان دبستانی

روزی که باغ سبز الفبا

روزی که مشق آب، عمومی است

دریا و آفتاب

در انحصار چشم کسی نیست

روزی که آسمان

در حسرت ستاره نباشد

روزی که آرزوی چنین روزی

محتاج استعاره نباشد

ای روزهای خوب که در راهید!

ای جاده های گمشده در مه!

ای روزهای سخت ادامه!

از پشت لحظه ها به در آیید!

ای روز آفتابی

ای مثل چشم های خدا آبی!

ای روز آمدن!

ای مثل روز، آمدنت روشن!

این روزها که می گذرد، هر روز

در انتظار آمدنت هستم!

اما

با من بگو که آیا، من نیز

در روزگار آمدنت هستم؟

قیصر امین پور

زیباترین اشعار قیصر امین پور

کودکی ها

کودکی هایم اتاقی ساده بود

قصه ای دور اجاقی ساده بود

شب که میشد نقشها جان میگرفت

روی سقف ما که طاقی ساده بود

میشدم پروانه خوابم می پرید

خوابهایم اتفاقی ساده بود

زندگی دستی پر از پوجی نبود

باری ما جفت و طاقی ساده بود

قهر میکردم به شوق آشتی

عشقهایم اشتیاقی ساده بود

ساده بودن عادتی مشکل نبود

سختی نان بود و باقی ساده بود

قیصر امین پور

اشعار قیصر امین پور،بهترین اشعار قیصر امین پور

بهترین اشعار قیصر امین پور

ای که یک روز پرسیده بودی:

«لحظه ی شعر گفتن چگونه است؟»

گفتمت: «مثل لبخند گل ها!

حس گل در شکفتن چگونه است؟»

باز من گفته بودم برایت

باز امن تو پرسیده بودی

گفتمت:« مثل غم، مثل گریه!»

تو از این حرف خندیده بودی…

لحظه ی شعر گفتن، برایم

راستش را بخواهی عجیب است

مثل از شاخه افتادن سیب

ساده و سر به زیر و نجیب است

باغ سبز خدا در دل ماست

میوه ی باغ، شعر و ترانه

شعر هم مثل هر میوه دارد:

ریشه و ساقه و برگ و دانه

ریشه، احساس و فکر و خیالش

دانه، مضمون و معنای شعر است

ساقه، اندام و شکل و زبانش

برگ، آهنگ و آوای شعر است

با کمی مهربانی، کمی نور

می شکوفد پس از چند روزی

در دلِ خانه ها، در سبدها

می زند بر تو لبخند روزی

فصلِ سبزِ رسیدن چه خوب است!

میوه از شاخه چیدن چه خوب است!

از سر برگ ِگل با نسیمی

مثل شبنم چکیدن چه خوب است!

من که غیر از دلی ساده و صاف

در جهان هیچ چیزی ندارم

مثل آیینه گاهی دلم را

رو به روی شما می گذارم

دست های پر از خالی ام را

پیش روی همه می تکانم

چکه چکه تمام دلم را

در دلِ بچه ها می چکانم

قیصر امین پور

 

نوشته اشعار زیبا و خواندنی قیصر امین پور اولین بار در روبکا. پدیدار شد.

]]>