ضرب المثل

ضرب المثل جایی نمی خوابه که آب زیرش بره

ضرب المثل جایی نمی خوابه که آب زیرش بره ضرب المثل جالب جایی نمی خوابه که آب زیرش بره بسیاری از حرف ها را نمیتوانیم رک و مستقیم بگوییم ، به وسیله ضرب المثل ها می توانیم به آسانی با دو پهلو حرف زدن حرف خودمان را بگوییم. یکی از …

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل از هر چه بدم اومد، سرم اومد!

ضرب المثل از هر چه بدم اومد سرم اومد مفهوم ضرب المثل از هر چه بدم اومد سرم اومد چیست؟ ضرب المثل از هر چه بدم اومد سرم اومد به رخدادهایی اشاره می کند که در زندگی برای فرد اتفاق می افتد. این مثل نیز با معنی ضرب المثل “مار …

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل درباره شانس و بخت و اقبال

ضرب المثل درباره شانس ضرب المثل درباره شانس واقبال هر کس در زندگی ناظر اتفاقاتی است که به آن شانس می گوید. رمز دوام این اتفاق ها آن است که بدون تصور و یا دور از انتظار اتفاق می افتد و همه تعجب می کنند. ولی نام اتفاقاتی مانند این …

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل های آلمانی

ضرب المثل های آلمانی یادگیری زبان آلمانی به عنوان یکی از دشوارترین اما پرکاربردترین زبان های دنیا برای خیلی از افرادی که دوست دارند این زبان را یاد بگیرند همیشه سخت است. ولی چنانچه بخواهیم پر کاربردترین جملات معروف به زبان آلمانی را به همراه مهم ترین ضرب المثل های …

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل های خنده دار و جالب

ضرب المثل های خنده دار انواع ضرب المثل های خنده دار ضرب المثل ،‌سخن کوتاه و معروفی است که در آن داستانی با عبرت آموز یا گفتاری نکته آموز وجود دارد و جای صحبت بیشتر را می گیرد. خیلی از این داستان‌ها فراموش شده اند، و گذشته بعض از مثال ها …

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل های فرانسوی با معنی

ضرب المثل فرانسوی با ترجمه ضرب المثل فرانسوی با ترجمه فارسی ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‌اند و پیشینهٔ برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست؛ با این‌حال، در …

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل آب اینجا و نان اینجا، کجا بروم بهتر از اینجا؟

داستان ضرب المثل آب اینجا و نان اینجا، کجا بروم بهتر از اینجا؟ کاربرد ضرب المثل: ضرب المثل آب اینجا و نان اینجا، کجا بروم بهتر از اینجا؟ هنگامی که فردی به دنبال راحت طلبی است و به خود هیچ زحمتی نمی دهد و تلاشی نمی کند این ضرب المثل را به کار می برند. داستان ضرب المثل: توی زندان تمام زندانیان دست به دعا برمی داشتند که از زندان ازاد شوند. کسانی که توی زندان بودند به آزادی فکر می کردند. اما در زندان شخصی بود که وضعش فرق می کرد. تا می فهمید که کم کم دارد زمان محکومیتش تمام میشود و همین روز هاست که اسمش را صدا بزنند و بگویند: (تو آزادی!) در همان زندان کار خلاف و بد دیگری میکرد تا باز هم به دستور قاضی محکوم شود و در زندان بماند. زندانبان ها می دانستند که هیچ کس مثل او نیست، کم کم به او شک کردند و سعی کردند راز علاقمند بودن او را به زندان بفهمند. شب و روز مواظبش بودند که ببینند چه می کند و چه کاسه ای زیر نیم کاسه است. زندانبان ها هفته ها و ماه ها کار های او را زیر نظر داشتند و حرکاتش را به رئیس زندان گزارش می دادند اما هرگز نتوانستند دلیل علاقه ی او به زندان را بفهمند. رئیس زندان و زندا..

توضیحات بیشتر »

ریشه تاریخی ضرب المثل اگر بشود ، چه شود

داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود کاربرد ضرب المثل اگر بشود، چه شود : ضرب المثل اگر بشود، چه شود در مورد افراد خوش بینی به کار می‌رود که گاه خودشان می‌دانند کاری که در حال انجام آن هستند بی‌فایده است ولی باز هم بر انجام آن اصرار دارند. داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه می شود : ملا نصرالدین، تا بحال دریا را ندیده بود روزی گذرش به کنار دریا افتاد. با خود گفت: «جل الخالق! چه قدر آب! اصلاً آخرش معلوم نیست.» ملا کنار دریا نشست و به فکر فرو رفت. ناگهان به این فکر افتاد که باید از این همه نعمت كه پیش رویش است نهایت استفاده را بكند. همان جا نشست و نقشه کشید. هیچ کدام از نقشه هایش عملی نبود. عاقبت فکر عجیبی به ذهنش رسید. بلند شد و با عجله به شهر رفت. به اولین بقالی كه رسید ظرف ماستی خرید و دوباره بازگشت و آمد و در كنار ساحل نشست و شروع كرد با قاشق كم كم ماست را در آب حل كردن . مردی از آنجا می‌گذشت،وقتی ملانصرالدین را با آن حال دید، ایستاد و او را زیر نظر گرفت. ملا را شناخت نزدیك آمد سلام و علیك كرد و پرسید: ملا چه كار می كنی؟ ملا خونسرد گفت: دارم دوغ درست می‌كنم. مرد با تعجب گفت: «دوغ درس..

توضیحات بیشتر »

ضرب المثل به هزار و یک دلیل

داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیل کاربرد ضرب المثل: ضرب المثل به هزار و یک دلیل به افرادی گفته می‌شود که از فاجعه کار مطلع نیستند اما اصرار به گفتن آن دارند. داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیل: در روزگار قدیم ساعت و رادیو و تلویزیون نبود که مردم هر وقت دلشان خواست بفهمند ساعت چند است. ماه رمضان که می شد، نبودن ساعت و رادیو و تلویزیون بیشتر معلوم می شد. به همین دلیل، ماه رمضان که می شد، توپ در می کردند. یعنی وقتی که اذان می رسید ، صدای توپ بلند می شد. معمولاً روی یکی از تپه های دور و بر هر شهر یک توپ جنگی می گذاشتند و دو سه تا سرباز را مامور می کردند که وقت افطار و سحر، گلوله ای توی توپ بگذارند و شلیک کنند. گلوله ها فقط باروت داشتند و به جایی و کسی آسیب نمی رساندند. اما صدای انفجار آن ها آن قدر بلند بود که مردم می توانستند صدای توپ سحر و توپ افطار را بشنوند. معروف است که در دوره ناصرالدین شاه قاجار شبی از شب‌های ماه رمضان توپچی از شلیک توپ سحر خودداری کرد.مردم پای سفره های سحر نشسته بودند و سحری می خوردند همه منتظر بودند توپ سحر شلیک شود تا دست از خوردن و آشامیدن بکشند. اما انگار..

توضیحات بیشتر »