Dmax

شعر کودکانه یه شیر آب مهربون

poem 002 شعر کودکانه یه شیر آب مهربون

 

اشعار و ترانه های کودکانه

شعر کودکانه یه شیر آب مهربون
یه شیر آب مهربون
چکّه می کرد یه شیر آب
روی زمین چیلیک چیلیک
هیشکی اونو ندیده بود
به جز یه مورچه کوچیک

آب از روی موزائیکا
رفت و به یک باغچه رسید
کنار اون باغچه ی  خشک
یه لوبیای تشنه دید

لوبیا خورد قلپ قلپ
مورچه هم گفت جونمی جون
یه چیکه آب هدر نشد
ای شیر آب مهربون

شاعر: سعید موسوی زاده

بیشتر بخوانید:  سخـنان حکیـمانه از بـزرگان (8)