شعر های نوروزی شاعران نامی

%name شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر در مورد عید نوروز

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

خیام

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

 شعر کوتاه درباره ی عید نوروز

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

برخیز و بجام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست

فردا همه از خاک تو برخواهد رست

خیام

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر درباره بهار 

امروز جمال تو بر دیده مبارک باد

بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد

گل‌ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد

ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد

خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده

دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم

نوروز و چنین باران باریده مبارک باد

بی گفت زبان تو بی‌حرف و بیان تو

از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد

مولوی

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

 شعر بهار

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار

دگر منقل منه آتش میفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست

حسد گو دشمنان را دیده بردوز

بهاری خرم است ای گل کجایی

که بینی بلبلان را ناله و سوز

جهان بی ما بسی بوده‌ست و باشد

برادر جز نکونامی میندوز

بیشتر بخوانید:  جملات زیبا و خواندنی (3)

نکویی کن که دولت بینی از بخت

مبر فرمان بدگوی بدآموز

منه دل بر سرای عمر سعدی

که بر گنبد نخواهد ماند این گوز

دریغا عیش اگر مرگش نبودی

دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

سعدی

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر در مورد بهار

مبارکتر شب و خرمترین روز

به استقبالم آمد بخت پیروز

دهلزن گو دو نوبت زن بشارت

که دوشم قدر بود امروز نوروز

مهست این یا ملک یا آدمیزاد

پری یا آفتاب عالم افروز

ندانستی که ضدان در کمینند

نکو کردی علی رغم بدآموز

مرا با دوست ای دشمن وصالست

تو را گر دل نخواهد دیده بردوز

شبان دانم که از درد جدایی

نیاسودم ز فریاد جهان سوز

گر آن شب‌های باوحشت نمی‌بود

نمی‌دانست سعدی قدر این روز

سعدی

%name شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر درباره نوروز

جهان از باد نوروزی جوان شد

زهی زیبا که این ساعت جهان شد

شمال صبحدم مشکین نفس گشت

صبای گرم‌رو عنبرفشان شد

تو گویی آب خضر و آب کوثر

ز هر سوی چمن جویی روان شد

چو گل در مهد آمد بلبل مست

به پیش مهد گل نعره‌زنان شد

کجایی ساقیا درده شرابی

که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد

قفس بشکن کزین دام گلوگیر

اگر خواهی شدن اکنون توان شد

چه می‌جویی به نقد وقت خوش باش

چه می‌گوئی که این یک رفت و آن شد

یقین می‌دان که چون وقت اندر آید

تو را هم می‌بباید از میان شد

چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر

بیشتر بخوانید:  متن های زیبا و آموزنده (5)

که همره دور رفت و کاروان شد

بلایی ناگهان اندر پی ماست

دل عطار ازین غم ناگهان شد

عطار

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر درباره عید نوروز

هر که را ذره‌ای ازین سوز است

دی و فرداش نقد امروز است

هست مرد حقیقت ابن‌الوقت

لاجرم بر دو کون پیروز است

چون همه چیز نیست جز یک چیز

پس بسی سال و ماه یک روز است

صد هزاران هزار قرن گذشت

لیک در اصل جمله یک سوز است

چون پی یار شد چنان سوزی

شب و روزش چو عید و نوروز است

ذره‌ای سوز اصل می‌بینم

که همه کون را جگر دوز است

نیست آن سوز از کسی دیگر

بل همان سوز آتش‌افروز است

سوز معشوق در پس پرده

عاشقان را دلیل‌آموز است

هرکه او شاه‌باز این سر نیست

زین طریقت جهنده چون یوز است

تو اگر مردی این سخن پی بر

که فرید آنچه گفت مرموز است

عطار

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر نوروز

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز

از شام تو قدر آید و از صبح تو نوروز

از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک

وز تابش روی تو برآید دو شب از روز

بر گرد یکی گرد دل ما و در آن دل

گر جز غم خود یابی آتش زن و بفروز

هر چند همه دفتر عشاق بخواندیم

با این همه در عشق تو هستیم نو آموز

در مملکت عاشقی از پسته و بادام

بیشتر بخوانید:  غزلیات عاشقانه ابن حسام خوسفی

بوس تو جهانگیر شد و غمزه جهانسوز

تا دیدهٔ ما جز به تو آرام نگیرد

از بوسه‌ش مهری کن و ز غمزه‌ش بردوز

با هجر تو هر شب ز پی وصل تو گویم

یارب تو شب عاشق و معشوق مکن روز

سنایی

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر نوروزی

زلفین تو تا بوی گل نوروزیست

کارش همه ساله مشک و عنبر سوزیست

همرنگ شبست و اصل فرخ روزیست

ما را همه زو غم و جدایی روزیست

سنایی

%name شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر کوتاه درباره ی عید نوروز

نوروز شد و بنفشه از خاک دمید

بر روی جمیلان چمن نیل کشید

کس را به سخن نمی‌گذارد بلبل

در باغ مگر غنچه به رویش خندید

وحشی

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر در مورد عید نوروز

از همه سوی جهان جلوه او می بینم

جلوه اوست جهان کز همه سو می بینم

 چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گل

آن نگارین همه رنگ و همه بو می بینم

شهریار

d8b4d8b9d8b1 d987d8a7db8c d986d988d8b1d988d8b2db8c d8b4d8a7d8b9d8b1d8a7d986 d986d8a7d985db8c 60b9d55f2368a شعر های نوروزی شاعران نامی

شعر نوروز

بهاری داری از وی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد ، باد

نظامی گنجوی

 

منبع: بیتوته